بیوگرافی اوسی/ تاناکا هیماری/ اوسی شیطان کش
اسم: هیماری
فامیل: تاناکا
معنی اسم: معنی های زیادی داره یکیش خانه عشق و نور و یکی دیگه اش شاهزاده نور
جنسیت: مونث
سن:۱۴
قد: ۱۴۶( زیادی کوتاه)
تولد: ۱۲ اکتبر بیست مهر میشه
وابسته به: سپاه اهریمن کش
رتبه: هاشیرا
تنفس: پرتو نور داری ۶فرم
تایپ: infp) infxگاهی infj)
شیپ: توکیتو مویچیرو
خانواده:
مادره/ مرده
پدر/ مرده
برادر بزرگتر/ مرده
خواهر بزرگ تر/ هیکاری/ زنده https://wisgoon.com/m.ghani1389 ( آیدی ایشون)
خواهر ناتنی کوچکتر/ هارومی/ زنده
دوستان: هیکاری ( اونه سان)و همه( اگه خواستید اسم بدید)
اخلاق: .درونگرا ؛ فداکار و مهربونه و رویاپردازه .ساکت و آرومه اما ذهن آشفته و شلوغی داره. بچه مثبتی ولی در عین حال رمانتیک
علایق:عاشق خانواد ، عزیزانشان و دوستانش .طبیعت دوست داره..حیوانات خیلی دوست داره به خصوص گربه ها .و روز های بارونی دوست داره
تنفرات: از موزان و رده بالا ها .و اون شیطانی که خانواده اش کشته .(شاید بازم اضافه کردم)
گذشته:
اون با خانواده اش توی یک روستای برنج زندگی می کردند. کوچکترین دختر خانواده بود .یک شب که شب سال نو هم بود. هنگامی که خانواده کنار هم غذا می خوردند صدای عجیبی میاد پدر و برادرش می روند دنبال صدا. و با موجودات عجیبی ( همون شیطان ها ) مواجهه می شوند. و پدر و برادرش به سمت اون موجود می روند در همین حال هیماری با خواهر و مادرش سعی به فرار می کنند. اما درد حام.لگی مادرشان را از فرار عاجز می کند. در آن لحظات آخر که ماد با خواهر بزرگتر صحبت می کرد . هیماری از روی کنجکاوی نگاهی به عقب به جای که پدر برداش بودند می اندازد. اما با صحنه وحشتناکی رو به رو می شود. هنوز شوک دیدن مرگ پدر و برادرش از بین نرفته بود که مجبور به تنها گذاشتن مادرش می شود. با وجود بیمار بودنش ( سرما خورده بود) همراه خواهرش شروع به فرار می کند. اما آن شیطان آن ها را هر جا می رفتند دنبال می کرد. پس اون خواهرش درون رودخانه می پرند و بی هوش می شوند. همانجا استادشان آن ها را پیدا می کند. و دو خواهر تصمیم می گیرند که عضو سپاه شوند.
خوب ممنون خیلی طولانی شد ببخشید.البته می خوام یکم تغیرش بدم
فامیل: تاناکا
معنی اسم: معنی های زیادی داره یکیش خانه عشق و نور و یکی دیگه اش شاهزاده نور
جنسیت: مونث
سن:۱۴
قد: ۱۴۶( زیادی کوتاه)
تولد: ۱۲ اکتبر بیست مهر میشه
وابسته به: سپاه اهریمن کش
رتبه: هاشیرا
تنفس: پرتو نور داری ۶فرم
تایپ: infp) infxگاهی infj)
شیپ: توکیتو مویچیرو
خانواده:
مادره/ مرده
پدر/ مرده
برادر بزرگتر/ مرده
خواهر بزرگ تر/ هیکاری/ زنده https://wisgoon.com/m.ghani1389 ( آیدی ایشون)
خواهر ناتنی کوچکتر/ هارومی/ زنده
دوستان: هیکاری ( اونه سان)و همه( اگه خواستید اسم بدید)
اخلاق: .درونگرا ؛ فداکار و مهربونه و رویاپردازه .ساکت و آرومه اما ذهن آشفته و شلوغی داره. بچه مثبتی ولی در عین حال رمانتیک
علایق:عاشق خانواد ، عزیزانشان و دوستانش .طبیعت دوست داره..حیوانات خیلی دوست داره به خصوص گربه ها .و روز های بارونی دوست داره
تنفرات: از موزان و رده بالا ها .و اون شیطانی که خانواده اش کشته .(شاید بازم اضافه کردم)
گذشته:
اون با خانواده اش توی یک روستای برنج زندگی می کردند. کوچکترین دختر خانواده بود .یک شب که شب سال نو هم بود. هنگامی که خانواده کنار هم غذا می خوردند صدای عجیبی میاد پدر و برادرش می روند دنبال صدا. و با موجودات عجیبی ( همون شیطان ها ) مواجهه می شوند. و پدر و برادرش به سمت اون موجود می روند در همین حال هیماری با خواهر و مادرش سعی به فرار می کنند. اما درد حام.لگی مادرشان را از فرار عاجز می کند. در آن لحظات آخر که ماد با خواهر بزرگتر صحبت می کرد . هیماری از روی کنجکاوی نگاهی به عقب به جای که پدر برداش بودند می اندازد. اما با صحنه وحشتناکی رو به رو می شود. هنوز شوک دیدن مرگ پدر و برادرش از بین نرفته بود که مجبور به تنها گذاشتن مادرش می شود. با وجود بیمار بودنش ( سرما خورده بود) همراه خواهرش شروع به فرار می کند. اما آن شیطان آن ها را هر جا می رفتند دنبال می کرد. پس اون خواهرش درون رودخانه می پرند و بی هوش می شوند. همانجا استادشان آن ها را پیدا می کند. و دو خواهر تصمیم می گیرند که عضو سپاه شوند.
خوب ممنون خیلی طولانی شد ببخشید.البته می خوام یکم تغیرش بدم
- ۱۲.۹k
- ۱۰ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط