رودکی سمرقندی
ابوعبدالله جعفر، متخلص به رودکی، زادهی شهر سمرقند.
رودکی، شاعر، خواننده و موسیقیدان دربار سامانیان بود.
مردم ایران و تاجیکستان برای او احترام بسیار قائلند و مردم ایران اورا پدر شعر فارسی و مردم تاجیکستان پدر ادبیات تاجیک میدانند.
البته از آنجایی که قوم تاجیک، خود آریایی هستند و به زبان پارسی سخن میگویند، بنابراین ادبیات تاجیک همان ادبیات فارسی نیز بهشمار میآید.
بنا بر گزارشها، رودکی نزدیک به ۱۸۰،۰۰۰ بیت سروده ولی اکنون، بخش کوچکی از اشعار او باقی مانده.
بر اساس طبقهبندی (شعر و نثر ملکالشعرا بهار) رودکی را میتوان در بین شاعران سبک خراسانی قرار داد، چرا که بهلحاظ قلمرو تاریخی و جغرافیایی و همچنین قالب ادبیاتی اشعار، اشعار رودکی کاملاً مطابق با سبک خراسانی هستند.
معروف است که رودکی، زمانی که به پیشنهاد دوستانش و همچنین وزیر ابوالفضل بَلعَمی*، از سمرقند به بخارا* رفت و به دربار سامانی راه یافت، عاشق دختری به نام نِگینه شد.
نِگینه دختری زیباروی، باسواد و علاقهمند به شعر و موسیقی پارسی بود و این ویژگیها رودکی را بیشتر تشویق میکرد که به سوی نِگینه گرایش پیدا کند چرا که او مردی باسواد، شاعر پیشه و موسیقیدان بود.
رودکی بسیار تلاش کرد که به معشوق خود یعنی نِگینه برسد، ولی شوربختانه، نِگینه توسط ارباب خود بهقتل رسید، زیرا که او خدمتکار یکی از اشراف بخارا بود؛ و بعد از این ماجرا، رودکی با اندوهی سنگین و جانکاه در دل زندگی میکرد، با این وجود رودکی از کار و تلاش در راه ادبیات پارسی دست نکشید و دوباره به شعر سرایی ادامه داد، او حتی کتاب کلیلهودمنه را که توسط اِبنمُقَفَّع(روزبِه ایرانی) از فارسی پهلوی* به عربی ترجمه شدهبود، به فارسی دَری* ترجمه کرد، این کار را به اینخاطر انجام میداد که معشوق بهقتل رسیدهی او، یعنی نِگینه، کتاب کلیلهودمنه را بسیار دوست میداشت و آنرا بسیار میخواند.
بعد از مرگ ابوالفضل بَلعَمی، که حامی اصلی رودکی در دربار سامانی بود، جایگاه رودکی بهتدریج در دربار کاسته شد و درنهایت از دربار اخراج شد و حتی به جرم قَرمَطی بودن کور گشته و در نهایت فقر و مصیبت درگذشت.
توضیح واژگانی که با علامت ( * ) نشانگذاری شدند
ابوالفضل بَلعَمی = وزیر اعظم دربار سامانیان در دوران حکومت امیر نَصر دوم
بُخارا = از شهرهای ازبکستان و پایتخت دولت سامانیان
فارسی پَهلوی = زبان فارسی دوران شاهنشاهی ساسانی
فارسی دَری = زبان فارسی دوران بعد از حملهی اعراب به ایران، که حروف الفبای عربی را با تغییر تلفظآنها و افزودن حروفی دیگر به آنها (گ،چ،پ،ژ) مورد استفادهی ایرانیان قرار گرفت و شاعران و نویسندگان پارسی و امیران صفاری، سامانی و آلبویه برای احیا، تثبیت و گسترش آن، زحمت بسیار کشیدند.
شعری از رودکی =
گر به دولت برسی، مست نگردی مَردی
گر به ذلت برسی، پست نگردی مَردی
اهل عالم همه بازیچهی دست هَوَسند
گر تو بازیچهی این دست، نگردی، مَردی
گر بر سر نفس خود امیری، مَردی
بر کور و کَر اَر نکته نگیری، مَردی
مَردی نَبُوَد فِتاده را پای زدن
گر دست فتادهای بگیری، مَردی
رودکی، شاعر، خواننده و موسیقیدان دربار سامانیان بود.
مردم ایران و تاجیکستان برای او احترام بسیار قائلند و مردم ایران اورا پدر شعر فارسی و مردم تاجیکستان پدر ادبیات تاجیک میدانند.
البته از آنجایی که قوم تاجیک، خود آریایی هستند و به زبان پارسی سخن میگویند، بنابراین ادبیات تاجیک همان ادبیات فارسی نیز بهشمار میآید.
بنا بر گزارشها، رودکی نزدیک به ۱۸۰،۰۰۰ بیت سروده ولی اکنون، بخش کوچکی از اشعار او باقی مانده.
بر اساس طبقهبندی (شعر و نثر ملکالشعرا بهار) رودکی را میتوان در بین شاعران سبک خراسانی قرار داد، چرا که بهلحاظ قلمرو تاریخی و جغرافیایی و همچنین قالب ادبیاتی اشعار، اشعار رودکی کاملاً مطابق با سبک خراسانی هستند.
معروف است که رودکی، زمانی که به پیشنهاد دوستانش و همچنین وزیر ابوالفضل بَلعَمی*، از سمرقند به بخارا* رفت و به دربار سامانی راه یافت، عاشق دختری به نام نِگینه شد.
نِگینه دختری زیباروی، باسواد و علاقهمند به شعر و موسیقی پارسی بود و این ویژگیها رودکی را بیشتر تشویق میکرد که به سوی نِگینه گرایش پیدا کند چرا که او مردی باسواد، شاعر پیشه و موسیقیدان بود.
رودکی بسیار تلاش کرد که به معشوق خود یعنی نِگینه برسد، ولی شوربختانه، نِگینه توسط ارباب خود بهقتل رسید، زیرا که او خدمتکار یکی از اشراف بخارا بود؛ و بعد از این ماجرا، رودکی با اندوهی سنگین و جانکاه در دل زندگی میکرد، با این وجود رودکی از کار و تلاش در راه ادبیات پارسی دست نکشید و دوباره به شعر سرایی ادامه داد، او حتی کتاب کلیلهودمنه را که توسط اِبنمُقَفَّع(روزبِه ایرانی) از فارسی پهلوی* به عربی ترجمه شدهبود، به فارسی دَری* ترجمه کرد، این کار را به اینخاطر انجام میداد که معشوق بهقتل رسیدهی او، یعنی نِگینه، کتاب کلیلهودمنه را بسیار دوست میداشت و آنرا بسیار میخواند.
بعد از مرگ ابوالفضل بَلعَمی، که حامی اصلی رودکی در دربار سامانی بود، جایگاه رودکی بهتدریج در دربار کاسته شد و درنهایت از دربار اخراج شد و حتی به جرم قَرمَطی بودن کور گشته و در نهایت فقر و مصیبت درگذشت.
توضیح واژگانی که با علامت ( * ) نشانگذاری شدند
ابوالفضل بَلعَمی = وزیر اعظم دربار سامانیان در دوران حکومت امیر نَصر دوم
بُخارا = از شهرهای ازبکستان و پایتخت دولت سامانیان
فارسی پَهلوی = زبان فارسی دوران شاهنشاهی ساسانی
فارسی دَری = زبان فارسی دوران بعد از حملهی اعراب به ایران، که حروف الفبای عربی را با تغییر تلفظآنها و افزودن حروفی دیگر به آنها (گ،چ،پ،ژ) مورد استفادهی ایرانیان قرار گرفت و شاعران و نویسندگان پارسی و امیران صفاری، سامانی و آلبویه برای احیا، تثبیت و گسترش آن، زحمت بسیار کشیدند.
شعری از رودکی =
گر به دولت برسی، مست نگردی مَردی
گر به ذلت برسی، پست نگردی مَردی
اهل عالم همه بازیچهی دست هَوَسند
گر تو بازیچهی این دست، نگردی، مَردی
گر بر سر نفس خود امیری، مَردی
بر کور و کَر اَر نکته نگیری، مَردی
مَردی نَبُوَد فِتاده را پای زدن
گر دست فتادهای بگیری، مَردی
- ۴.۶k
- ۲۸ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط