موضوع: اگه یاندره باشن
موضوع: اگه یاندره باشن
برای ۶۰ تایی شدنمون🎊🎉
پارت ۳
/_/_/_/_/_/_
تایجو: خیلی خشن تر از همیشه شده بود وقتی پیدات کرد با هزارتا تحدید و کتک های وحشی که بیهوش شدی گفت مال خودمی فقط مال منی
/_/_/_/_/_/_/_
اسمایلی: با همون خنده ی شیطنت آمیز داشت دنبالت میکرد که یهو گرفتت و چسبوندت به دیوار و با همون خنده شیطنت آمیز که الان ترسناک بود گفت عاشقته و بعد یهو لبت را بوسید
/_/_/_/_/_/_/_
انگری: خیلی عصابی بود وقتی دیدیش همین باعث شد خستگی را فراموش کنی و مثل موشک بدوی ولی یهو با موتورش که رد شد مثل گونی سیبزمینی گرفتت و بردت کوچه خلوت و با همون عصبانیت و تحدید بهت گفت دوستت داره
/_/_/_/_/_/_
هاکای: داشتی می رفتی یهو جلوتو گرفت و میخواستی فرار کنی که دستت را محکم گرفت و یکی بهت زد و بیهوش شدی وقتی به هوش اومدی دیدی بغل هاکایی یهو پاشیدی که فرار کنی که گرفتت و محکم چسبوندت به دیوار و محکم بوست کرد و گفت دوستت داره
/_/_/_/_/_/_/_
کیساکی:(نمیدونم چرا دارم اینو مینویسم )
یه تفنگ گرفت زیر چونت و دست و پا تا بست و تحدیدت کرد که مال اون بشی
تو هم باز گفتی نه و یه کاری کرد که نخوای هم دیگه مال اونی
/_/_/_/_/_/_
ران:دزدیت و بیهوشت کرد و بردت زندانیت کرد بعد که به هوش اومدی پات با یه زنجیر قشنگ به لب تخت بسته شده بود بعد در و باز شد ران اومد تو و گفت بیدار شدی اومدی جیغ بزنی که دهنت رو گرفت و آروم بغل گوشت گفت دوستت دارم تو مال منی و بعد کردت تا فقط مال اون بشی
🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷
امیدوارم خوشتون اومده باشــــــــــــــه
برای ۶۰ تایی شدنمون🎊🎉
پارت ۳
/_/_/_/_/_/_
تایجو: خیلی خشن تر از همیشه شده بود وقتی پیدات کرد با هزارتا تحدید و کتک های وحشی که بیهوش شدی گفت مال خودمی فقط مال منی
/_/_/_/_/_/_/_
اسمایلی: با همون خنده ی شیطنت آمیز داشت دنبالت میکرد که یهو گرفتت و چسبوندت به دیوار و با همون خنده شیطنت آمیز که الان ترسناک بود گفت عاشقته و بعد یهو لبت را بوسید
/_/_/_/_/_/_/_
انگری: خیلی عصابی بود وقتی دیدیش همین باعث شد خستگی را فراموش کنی و مثل موشک بدوی ولی یهو با موتورش که رد شد مثل گونی سیبزمینی گرفتت و بردت کوچه خلوت و با همون عصبانیت و تحدید بهت گفت دوستت داره
/_/_/_/_/_/_
هاکای: داشتی می رفتی یهو جلوتو گرفت و میخواستی فرار کنی که دستت را محکم گرفت و یکی بهت زد و بیهوش شدی وقتی به هوش اومدی دیدی بغل هاکایی یهو پاشیدی که فرار کنی که گرفتت و محکم چسبوندت به دیوار و محکم بوست کرد و گفت دوستت داره
/_/_/_/_/_/_/_
کیساکی:(نمیدونم چرا دارم اینو مینویسم )
یه تفنگ گرفت زیر چونت و دست و پا تا بست و تحدیدت کرد که مال اون بشی
تو هم باز گفتی نه و یه کاری کرد که نخوای هم دیگه مال اونی
/_/_/_/_/_/_
ران:دزدیت و بیهوشت کرد و بردت زندانیت کرد بعد که به هوش اومدی پات با یه زنجیر قشنگ به لب تخت بسته شده بود بعد در و باز شد ران اومد تو و گفت بیدار شدی اومدی جیغ بزنی که دهنت رو گرفت و آروم بغل گوشت گفت دوستت دارم تو مال منی و بعد کردت تا فقط مال اون بشی
🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷
امیدوارم خوشتون اومده باشــــــــــــــه
- ۷۸۸
- ۰۳ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط