این سناریو واکنش رو هم برای ۶۰ تایی شدنمون گذاشتم🫂💖
این سناریو واکنش رو هم برای ۶۰ تایی شدنمون گذاشتم🫂💖
۶۰ تایی شدنمون مبارکه!!🎊🎊🎉🎉
موضوع: اگه یاندره باشن🤓🥴
/_/_/_/_
مایکی: با کاپیتان ها تمام توکیو رو به دنبالت گشت و بعد یهو دیدت که رفتی تو یه کوچه به کوچه بم بست خوردی و یهو یکی از پشت گرفتت و تا سرت را با ترس برگردوندی دیدی مایکیه در گوشت گفت تو فقط فقط مال منی نه کس دیگه ای
/_/_/_/_/_
دراکن : (در نبود اما و اگه میخواید خودتون را جا اما تصور کنین)
داشتی می رفتی که یهو یکی بهت چسبید و کشوندت تو کوچه خلوت وقتی دیدی دراکنه و از ترس ریده بودی تو خودت که دراکن گفت تو متعلق به منی و بعد وحشیانه بوسیدت
/_/_/_/_/_
باجی: نشسته بودی بجای خلوت که یهو یکی را دیدی چاقو گذاشته زیر گلوت تحدیدت کرد و بردت خونشون و اومدم محکم چسبوندت به تخت و دستات را بست و در گوشت گفت من میخوامت ا.ت تو فقط مال منی و بعد شروع کرد به عبادت کردن و ا.ت پاره شدی
/_/_/_/_/_/_
میتسویا: نشسته بودی تو گوشی که یهو یکی با چشم بند چشمات رو بست و پرنسسی بلندت کرد و بردت یجا و بعد که چشمات را باز کرد با یه پا چه قشنگ دوخت خودش دستات و پاهات را بسته بود و بعد اومد آروم بغل گوشت و یهو گفت دوستت دارم و مال منی اگه فرار کنی بد میبینی
/_/_/_/_/_/_
تاکمیچی: مال هیناتاس ولی در نبود هیناتا
بچم بی ازاره مهربونه
/_/_/_/_/_/_/_
چیفویو: ایشون تمام توکیو رو تنهایی گشت تا پیدات کنه وقتی نشسته بود خسته از بغلش رد داشتی میشدی که دستت رو گرفت و با زور کشیدت و بردت یجا نمیدونم کجا و گفت فقط فقط فقط مال منی اگه بری میکشمت و کاری میکنم از درد نتونی راه بری کوچولو
/_/_/_/_/_/_
امیدوارم خوشتون اومده باشــــــــــــــه🫂🤞
۶۰ تایی شدنمون مبارکه!!🎊🎊🎉🎉
موضوع: اگه یاندره باشن🤓🥴
/_/_/_/_
مایکی: با کاپیتان ها تمام توکیو رو به دنبالت گشت و بعد یهو دیدت که رفتی تو یه کوچه به کوچه بم بست خوردی و یهو یکی از پشت گرفتت و تا سرت را با ترس برگردوندی دیدی مایکیه در گوشت گفت تو فقط فقط مال منی نه کس دیگه ای
/_/_/_/_/_
دراکن : (در نبود اما و اگه میخواید خودتون را جا اما تصور کنین)
داشتی می رفتی که یهو یکی بهت چسبید و کشوندت تو کوچه خلوت وقتی دیدی دراکنه و از ترس ریده بودی تو خودت که دراکن گفت تو متعلق به منی و بعد وحشیانه بوسیدت
/_/_/_/_/_
باجی: نشسته بودی بجای خلوت که یهو یکی را دیدی چاقو گذاشته زیر گلوت تحدیدت کرد و بردت خونشون و اومدم محکم چسبوندت به تخت و دستات را بست و در گوشت گفت من میخوامت ا.ت تو فقط مال منی و بعد شروع کرد به عبادت کردن و ا.ت پاره شدی
/_/_/_/_/_/_
میتسویا: نشسته بودی تو گوشی که یهو یکی با چشم بند چشمات رو بست و پرنسسی بلندت کرد و بردت یجا و بعد که چشمات را باز کرد با یه پا چه قشنگ دوخت خودش دستات و پاهات را بسته بود و بعد اومد آروم بغل گوشت و یهو گفت دوستت دارم و مال منی اگه فرار کنی بد میبینی
/_/_/_/_/_/_
تاکمیچی: مال هیناتاس ولی در نبود هیناتا
بچم بی ازاره مهربونه
/_/_/_/_/_/_/_
چیفویو: ایشون تمام توکیو رو تنهایی گشت تا پیدات کنه وقتی نشسته بود خسته از بغلش رد داشتی میشدی که دستت رو گرفت و با زور کشیدت و بردت یجا نمیدونم کجا و گفت فقط فقط فقط مال منی اگه بری میکشمت و کاری میکنم از درد نتونی راه بری کوچولو
/_/_/_/_/_/_
امیدوارم خوشتون اومده باشــــــــــــــه🫂🤞
- ۶.۶k
- ۰۳ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط