╭─┅═ঈ🥀ঈ═┅─╮

╭─┅═ঈ🥀ঈ═┅─╮

╰─┅═ঈ🍃ঈ═┅─╯

اگر چه باز نبینم به خود کنارِ ترا
عزیز می شمرم عشق یادگار ترا

در این خزان جدایی به بوی خاطره ها
شکفته می کنم از نو به دل بهار ترا

زبان شعله به گوشم به بی قراری گفت
حدیثِ سستی ِ قول تو و قرار ترا

ز من جدا شده یی همچو بوی گل از گل؛
منی که داده ام از دست، اختیار ترا

شدی شراب و شدم مست بوسه ی تو شبی
کنون چه چاره کنم محنت خمار ترا؟

به سینه چون گل ِ عشقت نمی توانم زد
به دیده می شکنم خارِ انتظار ترا

چو بوی گل چه شود گر شبی به بال نسیم
سبک برایم و گیرم ره دیار ترا

همان فریفته سیمینِ با وفای توأم
اگر چه باز نبینم به خود کنار ترا

#سیمین_بهبهانی

🌺🌺🌺🌸🌸🌸
دیدگاه ها (۳)

ز من جدا شده یی همچو بوی گل از گلمنی که داده ام از دست، اختی...

ز من جدا شده‌ای همچو بوی گل از گلمنی که داده ام از دست، اختی...

ز من جدا شده ییهمچو بوی گل از گلمنی که داده ام از دست،اختیار...

ز من جدا شده یی همچو بوی گل از گلمنی که داده ام از دست، اختی...

اگر چه باز نبینم خود کنارِ تو راعزیز می شمرم عشق یادگار تو ر...

ز من جدا شده یی همچو بوی گل از گلمنی که داده ام از دست، اختی...

🍃 🌸 🍂 ز من جدا شده ییهمچو بوی گل از گلمنی که داده ام از دست...

#پست_آخر۹۸ بیا که بار دگر گل به بار می‌آیدبیار باده که بوی ب...

گذشت موسم غم فصل وصل یار رسیدنوای دلکش بلبل به نوبهار رسیدسح...

ترانه «شد خزان» از «رهی معیری»شد خزان گلشن آشنایی بازم آتش ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط