{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شعر روضه #حضرت_زهرا (س)

شعر روضه #حضرت_زهرا (س)
ایّام فاطمیه اول، دوشنبه ٢٦ بهمن
حسینیه صنف لباس فروش ها

#فراق_پیامبر (ص)

تو رفتی و زهرا به حال زار افتاد
کارم برای مرگ به اصرار افتاد

رفتی اراذل خانه را آتش کشیدند
انسیه الحورات بین نار افتاد

دستی که می بوسیدی اش نوبت به نوبت
در کوچه با ضرب غلاف از کار افتاد

با مخزن الاسرار من لج کرده بودند
یک جور زد بر سینه ام مسمار افتاد

من که خودم از حال رفتم! فضه میگفت:
در شُل شد و روی سرم انگار افتاد

یک عده اَبْتر انتقام از من گرفتند
بارم میان آن در و دیوار افتاد

افتادم و از روی من یک شهر رد شد
یَثرب به فکر اذیت و آزار افتاد

شلاق بالا رفت و من چیزی ندیدم
رَدّش ولی بر بازویم بسیار افتاد

من کوچه رفتم دخترانم ارث بردند
زینب گذارش تا سر بازار افتاد

من بین زنهای مدینه خطبه خواندم
او در میان دسته ی اشرار افتاد
دیدگاه ها (۱)

ادامه پارت بعدی

اﻳﻦ ﺷﻌﺮ ﺭﻭ ﺣﺘما ﺑﺨﻮﻧﻴﺪ.ﺧﻴﻴﻴﻴﻴﻠﻲ اﺣﺴﺎﺳﻴﻪگریه نکن فضه ببین حال...

بـــــابـــــاسَ سَ سَ سَ سَ سلام،ب ِب ِب ِبا،بابـاب ِب ِب ِ...

امان از دل زينب(س) آنكس كه مارا نورُ كُم واحد نوشته آب و گ...

#به#دور#از#تعصب !!! "با حال معنوی مطالعه شود، و اگر دلسوز فا...

عمه محکم گرفته دستش راداشت اما یتیم تر می شدلحظه لحظه عمو در...

انتقام عاشقانه (پارت ۸)(یک هفته بعد)وای باورم نمی شد امروز ر...

ادامه پارت ۱۶تهیونگ پچ پچ کرد: «وای... نگاش کن. چقدر کیوت خو...

لجباز_جذابP71 ات"لباسامو پوشیدم و اماده شدم و اومدم بیرون دن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط