بانی جنگ جمل داشت تماشا می کرد

بانی جنگ جمل داشت تماشا می کرد
تیغ در دست حسن حل معما می کرد

رجز حیدری اش بود که غوغا می کرد
روی لبـهای علی خنده شکوفا می کرد

ناگهان از وسط معرکه این صوت آمد
سر بدزدید...حسن نه...ملک الموت آمد

به علی رفته که تیغ سخنش برنده ست
مثل زهرا چقدر خطبه او کوبنده ست

اینکه در جنگ جمل زلزله ای افکنده ست
به گمانم دو سه تا قلعه خیبر کنده ست

رجزش ولوله ای در دل صحرا انداخت
نیـزه ی او شتـر سرخ جـمل را انداخت

روزها ذکر من اینست و همه شب سخنم
شـیـعـه حـیـدر و مدیون امام حسنـــم
دیدگاه ها (۶)

تاکسی اصفهان تاکسی وحدتتریبونی برای روشنگری و مطالبه‌گری مرد...

مژده‌ای در راه است...وقتی رهبر معظم انقلاب از «قدرت اول دنیا...

جانم حسن ...بانی جنگ جمل داشت تماشا می کردتیغ در دست حسن حل ...

بانیِ جنگِ جمل داشت تماشا میکرد تیغ در دستِ حسن، حل معما میک...

بانی جنگ جمل داشت تماشا می کردتیغ در دست حسن ع حل معما می کر...

بازدم نام حسین بن علی، 'دم حسن است حیدر بی مثل خط مقدم حسن ...

شعر زیبا در مدح حضرت شهزاده علی اکبر علیه السلام خبر آمد که ...

خبر آمد که یلی می آیدفاتح بی مثلی می آیدخبر آمد قمری می آیدر...

عاشقان حضرت علی اکبر (ع) لذت ببرید:خبر آمد که یلی می آیدفاتح...

السلام علیک یاشهزاده علی اکبرخبر آمد که یلی می آیدفاتح بی مث...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط