{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب شهادت ( از خاطرات شهید علی اکبر درویشی )

شب شهادت ( از خاطرات شهید علی اکبر درویشی )

شب شهادت علی‌اکبر، پدرم خواب دیده بودند که پلنگی قلبش را از سینه درآورده و خورده بود. تعبیرش این بود که پلنگ دشمن است و قلب یکی از بچه‌ها. پدر گفت: «سیده زبیده! یکی از نزدیکان ما شهید می‌شود.» آن شب حسین تا صبح گریه می‌کرد و بی‌قرار بود. هر کاری می‌کردم ساکت نمی‌شد. مادرم هم خیلی زود از صحرا بازگشت، دلشوره عجیبی داشت. در همین حال و اوضاع حاج رحیم یکی از هم محلی‌هایمان از راه رسید و گفت: «بیچاره شدیم، دو تا شهید داده‌ایم.» پدرم به طرفش رفت، رنگ او هم سفید شده بود، تمام وجودم گر گرفت. پدر از او پرسید: «چه کسانی هستند شهدا؟!» حاج رحیم گفت: «‌علی‌اکبر دامادت!» پدرم گریه کرد. حسین را در آغوش گرفتم و به سمت پدرم رفتم. گفتم: «چرا گریه می‌کنی؟! باید صبر داشته باشی پدر.» با صدای در به طرف در حیاط رفتم، همه مردم و اهالی روستا وارد حیاط شدند. همه اشک می‌ریختند و گریه می‌کردند اما من دوست داشتم به وصیت علی اکبرم عمل کنم. علی در نامه‌ای برایم نوشته بود: «خدمت همسر ارجمند و محبوبم؛ سلام علیکم. رحمت مهربانم! مدتی است که شما را زیارت نمی‌کنم و تا اندازه‌ای سخت می‌گذرد اما چه باید کرد که این متجاوزین کاری در شهرها کرده‌اند که انسان شرمش می‌آید که همیشه در خانه باشد... بعد از مرگم در جلسه‌ها و تشییع جنازه‌ها هرگز گریه نکن، می‌دانم که نمی‌کنی، مرحمت عزیزم! بعد از شهادت من اختیار در دست توست و من راضی هستم... شب بیست و یکم ماه رمضان، 61/4/21.»

شادی روح شهدا صلوات
اللهم الرزقنی توفیق شهادت فی سبیلک
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم
دیدگاه ها (۲)

صلی الله علیک یا حسین مظلومصلی الله علیک یا اباالفضل العباس🇮...

مردی که ۴۴ سال «بی‌هیاهو» به رهبر شهید خدمت کرد…

امام خامنه ای شهید چه میخواست به مردم بفهماند ...

«مرا پایینِ پای شهید شوشتری دفن کنید؛من سربازِ شهید شوشتری‌ا...

برای شروع هرکاری چه فرهنگی وچه جهادی وتبیین باید اول از خود...

برای شروع هرکاری چه فرهنگی وچه جهادی وتبیین باید اول از خود...

الله اکبر انسان انگشت به دهان میماند. واقعا این شهدا ره صدسا...

«یکی از آشنایان،خوابِ شهیـد احمد پلارکرو دید . وقتی ازش تقاض...

مثل همیشه موتور خاموش را تا اول کوچه سر دست گرفت. به خیابان ...

🔴 مادرش‌ اینطور‌ نقل‌ کرده‌ که‌ پسرش‌در‌مدت عمرش پنج کار را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط