{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این روزها زیادی ساکت شده ام حرف هایم نمی دانم چرا به جای

این روزها زیادی ساکت شده ام حرف هایم نمی دانم چرا به جای گلو ، از چشم هایم بیرون می آیند
دیدگاه ها (۳)

‏«کلماتی که از دل بر می‌آیند هرگز بیان نمی‌شوند، در گلو گیر ...

این روزهانمی دانم تو زیباتر شده اییا من عاشق تر...#عاشقانه ...

می دانم دیگر نمی آییاما هنوز چشم به راهم...💔

نیستی و من، میانِ این همه سکوتنمی‌دانم با دلم چه کنم…هر شب ت...

مینویسم...این روزها که دلتنگی و تنهایی فشار می آورد بیشتر می...

.یاد نبودنت که می افتم دلم گریه می خواهد گریه ای از ته دل تا...

دستت را که میگیرممی دانم ناب تر از تو دست های تو دستی نیست !...

با چشم هایت حرف دارممی خواهم ناگفته های بسیاری را برایت بگوی...

می‌دانستید امام زمان دوستانی دارند که به آن‌ها می‌گویند «رجا...

و نمی‌دانمبا وجود این روزهای طولانیعمر مردم چرا زود به آخر م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط