{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صاحب‌خانه که فرد ثروتمندی بود، از پدرم سؤال کرد: «امشب شب

صاحب‌خانه که فرد ثروتمندی بود، از پدرم سؤال کرد: «امشب شب عرفه است؟» گفت: «بله، امشب شب عرفه است» سؤال کرد: «اعمال امشب چیست؟» پدرم بلند شد ایستاد و گفت: «امشب اعمالی برای من دارد و اعمالی هم برای شما!»


او با تعجب سؤال کرد: «مگر فرقی می‌کند؟»

مرحوم پدرم فرمود: «بله، فرق می‌کند! اعمالی که برای من هست ادعیه و زیارت امام حسین علیه‌السلام است، نمازهایی است، اذکاری است، بیدار بودن و احیا گرفتن است؛ اما آن اعمالی که برای شماست این است که الآن مقداری برنج و روغن خوب بخری و ببری در منزل کسانی که واقعاً محتاج هستند، کسانی که سال می‌گذرد و برنج ندیده و نخورده‌اند، به یاد امام حسین به آن‌ها بدهی و دلشان را شاد کنی، چون شب عرفه است و شب امام حسین است، بعد هم به خانه‌ات برو و تخت بگیر تا صبح بخواب!

من باید بیدار باشم و برای شماها دعا کنم، برای خودم دعا کنم!»


منبع: کتاب عالم ربانی
راوی: فرزند ایشان
آیت‌الله شیخ علی‌اکبر برهان

#حکایت_خوبان
|||||||||||||||||||||||| #مسجدنما #مدرسه_نما

سایت مسجد نما:
http://masjednama.ir

مسجدنما در سروش: http://sapp.ir/masjednama_ir

کانال مسجدنما در پیام رسان بله :
https://ble.im/masjednama

مسجدنما در ایتا »
https://eitaa.com/masjednama

مسجدنما در توییتر »
https://twitter.com/masjednama
دیدگاه ها (۲)

خسف | قصه بیست و ششم: صحیفه سجادیه (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و پنجم: امام سجاد (ع) (بخش اول)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

خسف | قصه بیست و پنجم: امام سجاد (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه سی و چهارم: امام عسکری (ع) (بخش اول)

فیک تهکوک | جایی که اعتماد مرد

قصه هجدهم: حر بن یزید ریاحی

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

🍂🌸 امام حسن مجتبی (علیه السلام):🌸کسی که قرآن بخواند، دیر یا ...

🦢 پارت دهم | یک قدم نزدیک‌ترشب شده بود.لیانا تازه از سر کار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط