{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در پشت چهار چرخه ی فرسوده ای کسی

در پشت چهار چرخه ی فرسوده ای کسی
خطی نوشته بود:
''من گشته ام نبود، تو دیگر نگرد! نیست''

این آیه ملال در من
هزار مرتبه تکرار گشت و گشت.
چشمم برای این همه سرگشتگی گریست.
چون دوست در برابر خود می نشاندمش.
تا عرصه بگو و مگو می کشاندمش.
-در جستجوی آب حیاتی؟در بیکران این ظلمت آیا؟
در آرزوی رحم؛ عدالت؛ دنبال عشق؟... دوست؟

ما نیز گشته ایم
<< و آن شیخ با چراغ همی گشت>>
آیا تو نیز چون او &#x27;&#x27; انسانت&#x27;&#x27; آرزوست؟

گر خسته ای بمان و اگر خواستی بدان:
ما را تمام لذت هستی به جستجوست.
پویندگی، تمامی معنای زندگیست.

&#x27;&#x27;هرگز نگرد نیست&#x27;&#x27;
سزاوار &#x27;&#x27;مَرد&#x27;&#x27; نیست!

#فریدون_مشیری
دیدگاه ها (۳)

جزء الذی لایتجزی

به نام خداوند بخشنده مهربان دومین روایت:

در پشت چارچرخه فرسوده ای، کسی خطی نوشته بود: «من گشته ام، نب...

در پشت چارچرخه‌ی فرسوده‌ای کسی خطی نوشته بود:"من گشته‌ام نبو...

در پشت #چارچرخه فرسوده ای کسی #خطی نوشته بود:"من گشته ام ،نَ...

در پشت چارچرخه فرسوده ای / كسی خطی نوشته بود: "من گشته ام نب...

در پشت چارچرخه فرسوده ای کسیخطی نوشته بود:"من گشته ام نبود،...

در پشت چارچرخه فرسوده ای / کسی خطی نوشته بود: "من گشته ام نب...

در پشت چارچرخه فرسوده ای / كسیخطی نوشته بود:"من گشته ام نبود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط