سهيل

sohil.f

بيا از واژه ويران شو كه اين ويراني از معناست

امتیاز
2001940
دنبال‌کنندگان
1264
دنبال‌‌شوندگان
17
مورد‌ علاقه
3

خسته ام خسته از این گونه در عشقی مُردن زخم خنجر به كمر داشتن...

5

از پاييز و برگاش رو مگردان از برهنگيش نشو هراسان زيباست سكوت...

4

ز بغضم ابر مي ريزد به روي چتر باراني من و باران و بغض و ابر...

3

عاشق که شدی فاصله ها می روید تنها می شوی درد تو را می جوید پ...

1

اگر زردی نگیرد برگ اگر عشقی نگیرد داغ کجا ، کی می شود گلگون ...

3

نبض این عشق پر از حادثه ی تنهائی است بغض اين ابر همه باراني ...

1

قصه ی عشق تو را آتشي درد شدم بُغض ِعشقت به دلم ماند ولی مرد ...

1

قصه هارا غُصه ي درد است هواي بي كسي سرد است بمان خاموش كه ش...

7

پاییزی ترین غُصه ی بی برگ خزانم آذر ترین شعله ی سوزنده ی جان...

1

اي وسوسه ي رويا در مسلخ طوفاني اي ياد تو ام درمان هر لحظه ي ...

خيالت در ضمير من شده هر لحظه و هرجا كجائي اي محال خوش كجائي ...

6

متلاشی است چو پاییز دل دیوانه ام از غم عشق ِ تو با زندگیم بی...

6

من و پاييز و برگ و بي قراري شب و تنهائي و چشم انتظاري كجائي ...

3

غائب هميشه حاضر توئي متن غزل و شعر تو مثل بُغضي تو آهنگ مثل ...

6

دل به دريا مي سپارم دل به دريا ، نازنين مي نشينم در خودم تن...

8

خوش آن لحظه كه گه گاهش تو باشي خوش آن ابري كه بارانش تو باشي...

3

اگر عشق هم ، زباني داشت چو پاييزان خزاني داشت چو ابر و باد ط...

2

ما قصه ي پوسيده ي تنهائي و درديم هم پرسه ي بي هنگام ِ باران...

1

من باشم و پاییز و غم تو دل باشد و ابر و نم نم تو از عشق تو ...

9

روز میلادم با آذر تلاقی کرده بود بغض سرشار مرا پاییز تلافی ...