از تاریخ پند بگیریم

از تاریخ پند بگیریم...

🔻چنگیزخان در زمان حمله به ایران نتوانست بخارا را تسخیر کند.
این شکست او را به فکر فرو برد و روزها به این فکر کرد که چگونه میتواند بخارا را تسخیر کند.
او در نامه ای به مردم بخارا نوشت:
«هر کس که با ما دست دوستی دهد و با ما باشد در امان است»
اهل بخارا به دو دسته تقسیم شدند:
گروهی که مقاومت کردند
گروهی که با چنگیزخان همراه شدند...
🔺️چنگیزخان بار دیگر به آن ها نامه نوشت:
«با همشهریان خودتان که مقاومت میکنند و با ما نیستند بجنگید و هرچه غنیمت به دست آوردید از آن خودتان باشد که به زودی حاکمیت شهر را هم به شما بر میگردانیم»
سرانجام گروهی که مقاومت میکردند شکست خوردند و گروهی که با چنگیزخان صلح کرده بودند پیروز شدند...
لشکر مغول وارد شهر شد و چنگیزخان دستور داد که:
تمام کسانی که با او صلح کرده بودند، سرشان بریده شود!
برخی از یاران چنگیزخان به این خلف وعده اعتراض کردند و چنگیز در جواب گفت:
«اگر اینان وفا میداشتند، به خاطر ما بیگانگان به برادرانشان خیانت نمیکردند!»
و این عاقبت خود فروشان است...
دیدگاه ها (۱)

🔻یک قاب عکس از رودریگز (بخش اول)✍️سید محمدعماد اعرابی🔹️بگذار...

🔻آمریکا در ایران سفارتخانه ندارد ولی ده‌ها سفیر دارد! (بخش ا...

رونمایی از مستند مسعود

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

خسف | قصه سی و چهارم: امام عسکری (ع) (بخش پایانی)

بسم الله قاصم الجبارین⚠️🟤سفیر ایران در پاکستان: تهران آماده ...

ضد ولایت فقیه یعنی همین خواص پفیوز و خائن به شهدا

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه سی و یکم: مأمون (بخش دوم)

تسنیمعراقچی و هیئت همراه سه‌شنبه به تهران باز می‌گردند🔻 فوری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط