با چشمک زدنی دل اسیر دام شد

با چشمک زدنی دل اسیر دام شد

با چشمک زدنی دل اسیر دام شد
دلم را برد و تنها مالک دنیام شد
دل به او دادم با تمام وجود
دلدادگی ما در عشق انجام شد
من عاش او و او عاشق من
من با او و او بامن همگام شد
چون کبوتری جلد و وفادار
آمد و با من و دلم هم بام شد
چون مرا مست خودش دید
همچو شرابی کهنه در جام شد
مگر می‌شود دل به دلش نداد
دل دادو دل بردو کار تمام شد
دیدگاه ها (۲)

دل من بود كه حس مي كنم از بام افتادقطره اشكي كه به پيراهنت آ...

دل من بود كه حس مي كنم از بام افتادقطره اشكي كه به پيراهنت آ...

صحن و سرای این حرم با تو منیر می شودمرغ دلم به درگهت بست و ا...

**تا عیدالله الاکبر غدیر 40 روز ** نقطه چین ها رو شما پر کن...

{ لاتحاول ان تجعل ملابسك اغلىشيء فيك حتى لا تجد نفسك يوماً ا...

[2014/5/12، 1:24] عمو رضا: قال الامام علي ( عليه السلام ){ ل...

دوباره مطلع اشعار من علی جان استچکیده ی من و طومار من علی جا...

سوگواری پاییز

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط