دل من بود كه حس مي كنم از بام افتاد

دل من بود كه حس مي كنم از بام افتاد
قطره اشكي كه به پيراهنت آرام افتاد

فكر چشمان تو بودم كه به دامان غزل
از درختي دو عدد ميوه ي بادام افتاد

شعر اگر كهنه شرابي است كه در سر دارم
انعكاس لب سرخ تو در اين جام افتاد

سر من مست به آغوش تو افتاد شبي
صيد از شوق به سر آمد و در دام افتاد

قصد پوشاندن عشقم به تو بي فايده بود
چون حريري كه به عرياني اندام افتاد
 🔥
دیدگاه ها (۳)

دل من بود كه حس مي كنم از بام افتادقطره اشكي كه به پيراهنت آ...

ای شنیــدم که شبی بر سر مد            دختــری بـــا پـــدرش ...

لبت آلوچه سبزی است که دیدن دارددیدنش هیچ نیرزد که چشیدن دارد...

...تا نگاهم به تو در حاشیه‌ها افتاده استجان سودا زده در دام ...

عمريست كه هستيم مسلمان حسن جانعمريست دخيليم به دامان حسن جان...

بــــــی تــــــو مهــــتــــاب شــــبـــی.....................

...با من بمان که بی تو این بهار نمی‌خواهمدر هجـر مـی‌سـوزم و...

دلتنگی عاشقانه ها

بزن باران که دین را دام کردندشکار خلق و صید خام کردندبزن بار...

گفتمش:شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره مانْدقطره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط