{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواستم برایش بنویسم

خواستم برایش بنویسم
از دوری و دلتنگی
ازاین همه نبودن‌هایش
از بلاتکلیفیِ که روزهایم را فراگرفته
بنویسم که دلخورم،خسته‌ام
خواستم گِله‌ی کرده باشم
تا کمی دلم آرام بگیرد
اما نشد،
نشدکه بنویسم در خفقان دلتنگی نفس کشیدن یعنی چه...
اینکه بر روی ماه و مهتاب چهره اورا دیدن یعنی چه...
نتوانستم بگویم
تا بداند زمانی که یک نفر دلبسته میشود نمی‌توانی او را به هوای خودش رها کنی
اصلا مگر این‌ها گفتن داشت که من بخواهم بگویم
یعنی خودش از حال و احوال من بی‌خبر بود
مگر جزاین است که زبان دلتنگی بین
تمام عاشقان دنیا به یک معناست؟؟

راستش خودم هم نمی‌دانم؟؟؟
و این درست همان برزخ بلاتکلیفی‌ست که در آن گرفتارم

نتوانستم انطور که باید برایش بنویسم
و فقط با همین چند خط کوتاه نامه را به پایان رساندم...
دیدگاه ها (۲)

.خواستم برایش بنویسم از دوری و دلتنگی ازاین همه نبودن‌هایش ا...

خواستم برایش بنویسم ....از دوری و دلتنگی ،از اینهمه نبودن‌ها...

خواستم برایش بنویسماز دوری و دلتنگیازاین همه نبودن‌هایشاز بل...

سلام آقامی دانم که مرا یادتان هست.آخرین بار که به پابوسیتان ...

بسمه تعالی﮼ غرض از مزاحمت، فقط می‌خواستم به تو اطلاع دهم که ...

⚠️🚨 اگر تحت هیچ عنوان تمایلی به رای دادن به سعید جلیلی نداری...

نامه شماره چهار «جمال پخته»همه چیز از آن فال لعنتی شروع شد! ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط