{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت استاد مبر درس از یاد

گفت استاد مبر درس از یاد

یاد باد آنچه به من گفت استاد

یاد باد آن که مرا یاد آموخت

آدمی نان خورَد از دولت یاد

هیچ یادم نرود این معنی

که مرا مادر من نادان زاد

پدرم نیز چو استادم دید

گشت از تربیت من آزاد

پس مرا منت از استاد بُوَد

که به تعلیم من اُستاد اِستاد

هر چه می دانست آموخت مرا

غیر یک اصل که ناگفته نهاد

قدر استاد نکو دانستن

حیف! اُستاد به من یاد نداد

گر بمردست، روانش پر نور!

ور بُوَد زنده خدا یارش باد!
دیدگاه ها (۸)

گفت استاد مبر درس از یادیاد باد آنچه به من گفت استادیاد باد ...

گفت استاد مبر درس از یادیاد باد آنچه به من گفت استادیاد باد ...

گفت استاد مبر درس از یاد یاد باد آنچه به من گفت استاد هیچ ی...

گفت استاد مبر درس از یادیاد باد آن چه مرا گفت استادیاد باد آ...

گفت استاد مبر درس از یادیاد باد آن چه مرا گفت استادیاد باد آ...

گویند مرا چو زاد مادر ، پستان به دهان گرفتن آموختشب ها بر گا...

بار دگر نامه ی تو باز شدمستی ام از نامه ات آغاز شد نام خدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط