{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باران که می بارد دلتنگ می‌شوم

باران که می بارد دلتنگ می‌شوم
ازپشت پنجره ی باران خورده
نگاهم خیره مانده به جاده
که شاید دوباره تو را ببینم
امروز هوا عطر تو را کم دارد
کاش باران نبارد
و دلم لحظه ای آرام بگیرد
حال که نمی آیی
پناه میبرم به قلم و کاغذ سفیدم
وسیاه می‌کنم صفحه زندگی ام را
و می نویسم برای تو
از دلتنگی هایم
و ازخزان آرزوهایم
دیدگاه ها (۰)

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

محبوب مهربانم💌می خواهی بگویمـدلمـ چقدر برایتــ تنگــ می شود....

آقا... بابامای کاش باز آیی و من پای تو بوسمدر سجده روم، صورت...

جاده بی راهه

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

𝕾𝖎𝖑𝖊𝖓𝖈𝖊 🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت دوم 𓆪 🖤🥀باران بی‌و...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت پنجمکوک چند لحظه به خیابان خیره...

فاصله یک لبخند تا جنون

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط