عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

جان به قربان تو ای دلدار جانانم بیا
از فراقت دل غمین ودیده گریانم بیا
دردِ دوری برده تاب واختیارم را عزیز
انتظارت میکشم ، از  بهر  درمانم  بیا
مانده ام در راه عشق با کاروان زندگی
راهِ  دل روشن  نما، ای ماه  تابانم بیا
برق آهوی نگاهت میدود رو سوی دل
ای  غزالِ  تیز پایِ  ، دل  گریزانم  بیا
این کویر عشق را سیراب کن، بحرِامید..
عاشقی کن موج زن ، دریای عمانم بیا
دیدگاه ها (۰)

چه می خواهی تو از جانم، که جز عشقت نمی دانمچنانم کرده ای عاش...

چه می خواهی تو از جانم، که جز عشقت نمی دانم،چنانم کرده ای عا...

چه می خواهی تو از جانم، که جز عشقت نمی دانمچنانم کرده ای عاش...

چه می خواهی تـــAــو از جانم، که جز عشقت نمی دانم،چنانم کرده...

چه می خواهی تو از جانم که جز عشقت نمی دانمچنانم کرده ای عاشق...

چه می خواهی تو از جانم که جز عشقت نمی دانمچنانم کرده ای عاشق...

عاشقانه های پاکچه می خواهی تو از جانم که جز عشقت نمی دانمچنا...

اشکِ گویای چشمِ یتیم: ...

چه می خواهی تو از جانم که جز عشقت نمی دانمچنانم کرده ای عاشق...

چه می خواهی تو از جانم که جز عشقت نمی دانمچنانم کرده ای عاشق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط