اشک گویای چشم یتیم
اشکِ گویای چشمِ یتیم:
( گلبوسه)
رفتی ای بابا , شدم خونین جگر*
روزو شب در وادیِ غم نوحه گر*
معتکف هست عشقِ تودرجانِ من+ عشقِ رخشنده تراز درّ و گهر+
در فراقت شمعِ سوزانم ولی*
نیست از پروانه ام دیگر اثر*
جانبِ آن سینمایِ خاطرات+
راهی ام با اشکِ خونینِ بصر+
مانده ام دربسترِخواب و خیال*
یکّه وتنها وهجری مستمر*
نقشِ تو, برلوحِ جان ودیده ام+
روزها خورشید وشبها چون قمر+
برشبستانِ دلم امّیدِ عفو*
شامِ دیجورِ مرا کرده سَحَر*
دل به دل ره دارد از این راهِ دور+
ای عزیزم, جانِ جانان ای پدر+
هدیه کن از تار و پودم, ای صبا*
بهترین گلبوسه بر آن تاجِ سر*
لاجرم, باید عظیما سوخت و ساخت+
جز مدارا , نیست تدبیری دگر+
بی امان با کاروانِ فاتحه*
دیده و دل را , تو بنما همسفر*
============================
ارواح همه پدران هجرت کرده بسوی
دارِباقی شاد وقرین رحمت واسعه ی
اِلاهی باد,
شاعر.عبذالظیم عربی. ماهشهر.سربندر
( گلبوسه)
رفتی ای بابا , شدم خونین جگر*
روزو شب در وادیِ غم نوحه گر*
معتکف هست عشقِ تودرجانِ من+ عشقِ رخشنده تراز درّ و گهر+
در فراقت شمعِ سوزانم ولی*
نیست از پروانه ام دیگر اثر*
جانبِ آن سینمایِ خاطرات+
راهی ام با اشکِ خونینِ بصر+
مانده ام دربسترِخواب و خیال*
یکّه وتنها وهجری مستمر*
نقشِ تو, برلوحِ جان ودیده ام+
روزها خورشید وشبها چون قمر+
برشبستانِ دلم امّیدِ عفو*
شامِ دیجورِ مرا کرده سَحَر*
دل به دل ره دارد از این راهِ دور+
ای عزیزم, جانِ جانان ای پدر+
هدیه کن از تار و پودم, ای صبا*
بهترین گلبوسه بر آن تاجِ سر*
لاجرم, باید عظیما سوخت و ساخت+
جز مدارا , نیست تدبیری دگر+
بی امان با کاروانِ فاتحه*
دیده و دل را , تو بنما همسفر*
============================
ارواح همه پدران هجرت کرده بسوی
دارِباقی شاد وقرین رحمت واسعه ی
اِلاهی باد,
شاعر.عبذالظیم عربی. ماهشهر.سربندر
- ۱.۱k
- ۱۲ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط