{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خلاصه ی فصل اول:مرگ زندگی یکی بود یکی نبود

این داستان صرفا از تخیلات نویسنده بیرون امده و هیچ قصد توهین به آیدل ها در آن به کار نرفته است.

کیم ینا یه دختر درس خونه و مادرش از پدرش طلاق گرفته و هردو دوباره ازدواج کردن، که در اثر شکستن دست قلدر مدرسه و انداخته شدنش به بیرون از مدرسه،توسط پدر سختگیرش کیم نامجون به مدرسه ی برادر ناتنیش پارک جیمین به اونجا انتقالی میگیره و از دوستای صمیمیش دور میشه،اونجا بایه پسر خوش صدا به نام پار جیسونگ(همون هانه خودمون)آشنا میشه و باهم رقیب میشن،بعد کلی صمیمیت و دوستی با جیسونگ و سوگمینو بقیه و خوندن آهنگ و اینا اون میفهمه اون برادر دوقلوشه و مادرش اونو توی ۵سالگی ول کرده و فقط جیسونگو نگه داشته و بایه مرد دیگه ازدواج کرده و الانم بارداره و پشیمون از اون کارش و میخواد دخترش برگرده،بفد خلاصه با کلی سختی ینا مادرشو میبخشه و باپدرش بخاطر دروغی که بهش گفته قهر میکنه و با مادرش زندگی میکنه(پدرش بهش گفته مادرش مرده)،بعد چند وقت که برادر ناتنیش به دنیا میاد و اسمش جونگین میشه و این میفهمه اسم واقعیش میسونگه و پدرش بهش دروغ گفته خیلی ناراحت میشه اما یچیز بیشتر اونو ناراحت میکنه اونم دوس دختر پیدا کردن برادر دوقلوشه،اون سر بی توجهی های جیسونگ بهش و اینکه اون دختر داره گولش میزنه کلی باجیسونگ دعوا کرد و قهر،اما بعد یه سال جیسونگ میفهمه خواهرش دروغ نمیگفته و اون دختر واقعا گولش میزده،بعدش یه روز که ینا خونه نبوده براشون کارت دعوت عروسیه اون دختره میاد و یناهم به مادرش میگه اون کارتو به جیسونگ نشون نده،اما جیسونگ میفهمه و به عروسیش میره،ینا و سونگمین که میفهمن به عروسی میرن و بعد اتمانش جیسونگو برمیگردونن اما نه جیسونگ همیشگی رو یه جیسونگ شکسته رو،بعد این قضیه،جیسونگ از اتاقش بیرون نمیاد حالش خیلی بد میشه و از اتاقش بیرون نمیاد،بعد چندسال تموم شدن اون قضیه جیسونگ قصه ی ما وارد یه گروه خطرناک میشه و با خواهرش بازم دعواش میشه و بخاطر حرفای بد و ناخوداگاه خواهر خودکشی میکنه بعد خودکشی به بیمارستان میره و میمیره و پلیسا ینا یفنی خواهرشو دستگیر میکنن چون قبلش اون با جیسونگ دعوا کرده و میره زندان به بیرون اومدنش میفهمه همه ی اعضای خانوادش به دست دشمنه پدرش چان که پلیس بوده کشته شدن و فقط عمو سئو ی عزیزش ( همون سئو چانگبین خودمون که اینجا برادر ناتنی چانه)با جونگین برادر ناتنی دردانش زنده موندن و اون شخصم بعد آزاد شدن اون رفته زندان،یناهم پس از این مسئله جونگین رو به عمو سئوش میسپره و خودشم تمام دارو ندارش رو بخاطر وابستگی زیادش به جونگین میده و با دوستای صمیمیش زندگی میکنه
دیدگاه ها (۰)

خب رمان یونگی داریمممم بگید ببینم کدومش بهتره خلاصه دختری که...

سلاممم چطورید؟ خب بریم سراغ معرفی رمان.. وایولت دختر 22 ساله...

مشخصات

اورلورا

بیو شو بدم

#سناریو |وقتی شب رفتیم بیرون و یه نفر مست میاد سمتمون و میخو...

عکس اولیه...

#سناریو |وقتی شب رفتیم بیرون و یه نفر مست میاد سمتمون و میخو...

بچه هاااااااااااامن کلا نارو رو خاک کردم مرددیگه نارو وجودی ...

داستان خانواده گسکویین اشک هر مردی رو در میارهداستان کامل خا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط