{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#استاد_شجریان

#استاد_شجریان
غزل شماره ۶۱۵ #سعدی
مرا مپرس که چونی ، به هر صفت که تو خواهی
مرا مگو که چه نامی ، به هر لقب که تو خوانی
تو پرده پیش گرفتی و ز اشتیاق جمالت
ز پرده‌ها به درافتاد رازهای نهانی
بر آتش تو نشستیم و دود شوق برآمد
تو ساعتی ننشستی که آتشی بنشانی
چو پیش خاطرم آید خیال صورت خوبت
ندانمت که چه گویم ز اختلاف معانی
من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانم
تو می‌روی به سلامت سلام من برسانی
دیدگاه ها (۳)

بر آتش تو نشستیم و دود شوق برآمدتو ساعتی ننشستی که آتشی بنشا...

ندانمت به حقیقت که در جهان به که مانیجهان و هر چه در او هست ...

بر آتش تو نشستیم و دود شوق برآمدتو ساعتی ننشستی که آتشی بنشا...

گلشن کردستانی

ماجرای کوک و جین 😁🤭

بانو فالوشهhttps://wisgoon.com/kimtaehyung2769

باران ✨لایک میکنی قشنگم ؟! ✨هیت ببینم بلاکی 👀🤝🏻اصکی؟! اجازه ...

🌙☀️~ همیشه بهمون گفتن خورشید و ماه هیچ‌وقت به هم نمی‌رسن…ولی...

~🚨 بیانیه فن بیس کلمبیا خطاب به Caracol Noticias و رسانه‌ ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط