کلبه جنگلی

کلبه جنگلی

«نه صدای شهری، نه هیاهوی آدم‌ها...
فقط منم و کلبه‌ای چوبی،
بارانی که بی‌وقفه می‌بارد،
چای داغی کنار آتشی که با هیزمِ خیس دود می‌کند...
و "یاد تو" که از تمام این مه غلیظ‌تر است.»


#کلبه_جنگلی
#ماسال
دیدگاه ها (۰)

موسیقی

داستان دختر برفی

پارت پنجم | روزِ بارانیاز صبح باران می‌بارید.کافه خلوت‌تر از...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹⁶خوشبختی از نگاهِ هرکسی، معنایی متفاوت دارد. ا...

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت چهاردهم(از زبان راوی)سه ماه گذش...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p65نینا چشم‌هاش رو ریز کرد.«یعنی نگران من...

🌱🏡🐓 زندگی در روستا یعنی… 😍✨🐓🌅 یعنی بیدار شدن با صدای خروس،نه...

هم‌سلولی خطرناک (part6)دختر لبخند پر رنگی زد و روی پا های جو...

اول از همه بریم سراغ معرفی شخصیت‌های اصلی این داستان جذاب: م...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❸_بخش دوم_مکانی جدید می‌رویم که تا به حال ندیده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط