استوری عاشقانه همسفر

استوری عاشقانه همسفر

ای بوی تو گرفته تن پوش كهنه ی من

چه خوبه با تو رفتن رفتن همیشه رفتن

چه خوبه مثل سایه همسفر تو بودن

هم قدم جاده ها تن به سفر سپردن

چی می شد شعر سفر بیت آخرین نداشت

عمر پوچ من و تو دم واپسین نداشت

آخر شعر سفر آخر عمر منه







.
دلهره‌ی جا ماندن از تمام سفرهای جهان
را
در چمدانی که نیست،
به دوش می‌کشم
بی آنکه مسافری باشم
به مقصدی
جای خالیِ سکوتت
فریاد می‌زند
که تو
سال‌هاست
سفر کرده‌ای
اما من
نمی‌شنوم و
هر روز
بر حسبِ اتفاق
از قطارِ موهایت جا می‌مانم...
#راشد_عزيزى
.
دیدگاه ها (۱)

ای بوی تو گرفته تن پوش كهنه ی من چه خوبه با تو رفتن رفتن همی...

چه خوب مثل سایه همسفر تو بودن هم قدم جاده ها

ای بوی تو گرفته تن پوش کهنه ی منچه خوبه با تو رفتن رفتن همیش...

تو از کدوم قصه ای که خواستنت عادتهنبودنت فاجعه بودنت امنیتهت...

و از کدوم قصه ای که خواستنت عادتهنبودنت فاجعه بودنت امنیتهتو...

تو از کدوم قصه ای که خواستنت عادتهنبودنت فاجعه بودنت امنیتهت...

تو از کدوم قصه ای که خواستنت عادته

تو از کدوم قصه ای که خواستنت عادتهنبودنت فاجعه بودنت امنیتهت...

تو از کدوم قصه ای که خواستنت عادتهنبودنت فاجعه بودنت امنیتهت...

تو از کدوم قصه ای که خواستنت عادتهنبودنت فاجعه بودنت امنیتهت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط