ای بوی تو گرفته تن پوش كهنه ی من چه خوبه با تو رفتن رفتن

ای بوی تو گرفته تن پوش كهنه ی من چه خوبه با تو رفتن رفتن همیشه رفتن
چه خوبه مثل سایه همسفر تو بودن هم قدم جاده ها تن به سفر سپردن
چی میشد شعر سفر بیت آخری نداشت عمر پوچ من و تو دم واپسین نداشت
آخر شعر سفر آخر عمر منه لحظه ی مردن من لحظه رسیدنه
منو با خودت ببر ای تو تكیه گاه من خوبه مثل تن تو با تو همسفر شدن
منو با خودت ببر من به رفتن قانعم خواستنی هر چی كه هست تو بخوای من قانعم
دیدگاه ها (۱)

ادامهدامیان:انی من میرم پیش دمیتروسانیا:باش ولی داداشت دیشب ...

چند پارتی

«جاده»...«راه رفتن»...شاید یکی از بهترین تسکین‌های آدم همین ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p53صبح روز بعد...نینا از اتاق بیرون اومد....

اجبار به بدبختی پارت۲۲

هم سلولی خطرناک (part5) ماشین توی جاده‌ی تاریک پیش می‌رفت چر...

رمان باد و ماه (پارت سه)کامیتا:چیی همه هاشیرا هستن اما بع جر...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : fifteenترسیدم ... تنها چیزی که م...

چند پارتی

پارت ۳۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط