از من چه مانده است جز تنهایی ام جز یخ زدگی رویاهایم و چند

از من چه مانده است جز تنهایی ام جز یخ زدگی رویاهایم و چند

از من چه مانده است جز تنهایی ام جز یخ زدگی رویاهایم و چند خط شعر ننوشته
که میخواهم روی دلم بنویسم
خودت بگو کی کجا میشود وقتی ابر غم گلوی کوچکمان می‌رسد از یاد نبریم شانه ای در کار نیست وبهتراست بپذیریم همیشه قراراست
در آغوش باد گریه کنیم و خیلی هامون حالمون خوب نیست
فقط هواسمون پرت چیرای دیگر کردیم
😔زیرا رنج تنهاست و‌رنجور تر تنهایی 😔
دیدگاه ها (۰)

و کاش وقتی ابر غمبه گلوی کوچکت می رسد، از یاد نبری شانه ای د...

کاش وقتی ابر غم به گلوی کوچکت می رسد.از یاد نبری شانه ای درک...

کاش وقتی ابر غم به گلوی کوچکت می‌رسد، از یاد نبری شانه‌ای در...

و کاش وقتی ابر غم به گلوی کوچکت می رسد، از یاد نبری شانه ای ...

و کاش وقتی ابرِ غم به گلوی کوچکت می‌رسد،از یاد نبری شانه‌ای ...

و کاش وقتی ابر غم به گلوی کوچکت می رسد، از یاد نبری شانه ای ...

و کاش وقتی ابر غم به گلوی کوچکت می رسد، از یاد نبری شانه ای ...

و کاش وقتی ابر غم به گلوی کوچکت می رسد، از یاد نبری شانه ای ...

فکت فقط اونجایی که حمید سلیمی می‌گه:« کاش وقتی ابر غم به گلو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط