و کاش وقتی ابر غم به گلوی کوچکت می رسد، از یاد نبری شانه

و کاش وقتی ابر غم به گلوی کوچکت می رسد، از یاد نبری شانه ای در کار نیست
و بهتر است بپذیری همیشه قرار است در آغوش باد گریه کنی.
زیرا رنج تنهاست و رنجور تنهاتر...

#حمید_سلیمی

#تنهایی #گریه #غم #آغوش #باد
دیدگاه ها (۰)

همه دغدغه‌ها و ترسهای یه رابطه رو الن دوباتن مثل یه معجزه در...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

ادامه سناریو

دو پارتی «من تنهات نمیذارم عزیزم» ژانر: خانوادگی، احساسی، حم...

شب بی پایان

سناریو مایکی{ جنگل چشمات }پارت چهارمبشقاب به زور به هپن رسون...

پارت هجدهم«ساعتی که نباید از دست می‌رفت» 🕰️عکس هنوز میان انگ...

تک‌پارتی‌ ‌جیهوپ«وقتی‌دعواتون‌میشه‌و...»صدای موسیقی ملایم سا...

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆 Part 4رینا تا چند ساعت بعد از رفتن نامادریش نتونس...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:12^ مقاومتت برای چیه؟ من مطمئنم که اون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط