عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

بستند پرم را و دلم پر زده سویت
خواهد چو غباری بنشیند سر کویت
پژمرده از این هجر، گل مریم گلدان
ای کاش بیایی و شود زنده به بویت
پنهان مکن این عشق نهانسوز که دیری ست
افشا شده بر کلّ جهان راز مگویت
گفتی که وفاداری و این است سئوالم
در دست نسیم است چرا حلقه ی مویت؟
مهلت دهد آیا اجلم تا که شبی خوش
با دستِ دلم جام بگیرم ز سبویت؟
می میرد و خاموش شود گر که نیایی
آواز پر آوازه و سوزنده ی قویت
برگرد بیا رخ بنما ای مه زیبا
تا کی بکشد چشم و دلم حسرت رویت؟
دیدگاه ها (۰)

پر می کشد پروانه ای زخمی به سویتگهواره ای جان می دهد در آرزو...

ألسَّلٰامُ عَلَیکَ یٰا عَلی اِبنِ موسَی أَلرّضٰآ ... هر کسی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط