{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#شب_و_گیسوی_تو_تا_باز_به_هم_پیوستند

#شب_و_گیسوی_تو_تا_باز_به_هم_پیوستند
من به شبگردی این شهر سیاه آمده ام ،

این همه تند مرو شعر مرا خسته مکن
من که در هر غزلم سوی تو راه آمده ام...
دیدگاه ها (۰)

ناز من، عشق من! ز چشم ترم زود مروسر و جانم به فدایت ، ز برم ...

راه گم کرده و با رویی چو ماه آمده ایمگر ای شاهد گمراه به راه...

گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتانآمد آن گل‌عِذار کوفت مَرا ...

آبرو میرود ای ابر خطاپوش ببار ...

نفسم باش مرا چون تو کسی نیست عزیزشهر خالی ست مرا همنفسی نیست...

همین که مردم شهر ...تو را دیدند ...سراغ قافیه ها رفتند ...تا...

اگر از تو درمورد مَن پرسیدند بگو:اَندکی شـِعر دوست داشت ؛ و ...

‍ ‍ ‍ ‍ ‍     ⊹ ⋮ ⌗ ┆ ׁ ׅ Beautiful Mayo ! ❀𝆬     ⊹₊˚‧︵‿...

از دو عالم دردت ای #دلدار بس باشد مراکافر عشقم اگر غیر #تو ک...

نشسته ام بنویسم ولی قرار ندارماگر چه منتظرم با کسی قرار ندار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط