او دست من را گرفت

📖🤍

📖🤍
او دست من را گرفت
و بگذارید از تاریکی خارج شوم
و آن را به من نشان ده
روح ما از هر کدام ساخته شده است
او و مال من
همان هستند
این داستان ماست
تسا و من
^⁦🖇️⁩⁦❤️⁩⁦👩‍❤️‍👨⁩
.
💜
.
آرامش بخش بود:)))💙✨
.
#ftmh_dad
دیدگاه ها (۱)

قهوه همچون ماه است، هرچه بیشتربه آن خیره می‌شوم، دلبسته‌تر م...

بیدار میشوم و سایه‌ی تاریکی را حس میکنم نه روشنای روز را، و ...

بزرگی می‌گفت: امام زمان‌ عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف‌ حیّ‌ اس...

بله این داستان فکر کنم مال نزدیک یک هفته پیشه این خانم به نا...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)ترکش عشق فصل دوم داستانی که ه...

✦͙͙͙*̩̩̥͙✿🌹❥𓂃🍃✦͙͙͙*̩̩̥͙خیلی زیباست محله ما یک رفتگر دارد صبح...

🔹بزرگی می‌گفت: امام زمان‌ عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف‌ حیّ‌ ا...

نژادپرستی به سبک اسرائیلی‌ها؛ غزه سرزمین ماست!‏وزیر امنیت دا...

کارگاه #مهارت_مبارزه_با_غم ۴۹🔻 هرچه رفاه افزوده شود اما روح ...

دعوای شاعرانه :#حافظ:اگر آن ترکِ شیرازی به دست آرد دلِ ما را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط