دوباره میسازمت وطن اگرچه با خشت جان خویش

دوباره میسازمت وطن، اگرچه با خشتِ جان خویش/

دوباره میسازمت وطن، اگرچه با خشتِ جان خویش/
ستون ب سقفِ تو میزنم، اگرچه با استخوانِ خویش/
دیدگاه ها (۱)

در پی آن آرزوی بی‌کرانای رضا در طلب این آشیان خسته و تنها شد...

✍️خدمت به وطن عبادت است و تو در میانه ی میدان مظهر ایثار هست...

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

بعد از تو فهمیدم خانه فقط دیوار و سقف نیست خانه همان جایی بو...

وقتی دم خروس بزنه بیرون

.هر کس وطنی دارد و اهلیت جایــیمــن اهلِ دیارِ دلِ بیتاب...

عاشقانه های شبنم

می‌برد هوش از سرم طره‌ی تاب‌دار تودوباره زنده می‌کند بوسه ی ...

تمام شببا تبریبر اندوه من می‌کوفتخواب اما آمد وسنگ‌های خونین...

حسین جاندوباره دلم تو را خواست از خداای دعای هر شب و روزم؛مس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط