{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در پی آن آرزوی بی‌کران

در پی آن آرزوی بی‌کران

ای رضا در طلب این آشیان

خسته و تنها شدی در این میان

خشت بر خشت بنا را می‌نهی

بی صدا با یاد من ای پهلوان

دست‌هایت سقف ما را می‌سازد

عشق تو دنیای ما را می‌سازد : آندرتیکن
دیدگاه ها (۰)

لابلای تمام خستگی‌هایتیڪی هستڪه حضورش شبیه باران استنه می‌پر...

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

— حسین پناهی | دیوونه کیه؟ عاقل کیه؟شاید دیوانگی، آن‌طور که ...

رمان سایه‌های ممنوعه پارت9به تهیونگ و جونگ‌کوک کرد. تهیونگ ه...

🩵🤍 چشم‌هایت رادر رؤیاییکه پایان نداشت،دیده‌ام...پناهِ روشنِ ...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

مَعبودِ خَاموشِ مَن،مَن دیوانه‌وار دلباخته‌ی آن لَحظه‌هایی ب...

در تلاطم بی‌امان روزگار، من تنها شاهد گذر زمانمآن هم با آرزو...

مَعبودِ خَاموشِ مَن،مَن دیوانه‌وار دلباخته‌ی آن لَحظه‌هایی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط