محسن رضایی فرای جناح های سیاسی
محسن رضایی؛ مردی که نباید غبار رقابتهای سیاسی، رد پایش رو در تاریخ بپوشونه.
بعضی وقتها اونقدر درگیر دوست داشتن و نداشتن آدمها میشیم که یادمون میره تاریخ، ملک شخصی هیچ جناحی نیست. آدمی که دیروز در میدان جنگ مسئولیت داشته، امروز ممکنه رقیب سیاسی ما باشه؛ اما رقابت سیاسی نباید اونقدر چشممون رو ببنده که گذشته رو هم با کینههای امروز قضاوت کنیم.
محسن رضایی در ۲۷ سالگی فرمانده سپاه شد؛ در روزگاری که ایران با جنگی تمامعیار روبهرو بود. نامش در جایگاه فرماندهی سپاه در عملیاتهای فتحالمبین و بیتالمقدس ثبت شده؛ عملیاتهایی که با همکاری ارتش و سپاه، به آزادسازی بخشهای بزرگی از خاک اشغالشده ایران و سرانجام آزادی خرمشهر انجامیدن.
وقتی جنگ شهرها و حملات موشکی عراق، امنیت مردم رو تهدید میکرد، ایران به فکر ساختن توان پاسخگویی افتاد. رضایی از فرماندهان مؤثر در شکلگیری این مسیر بود؛ مسیری که با تلاش فرماندهان، متخصصان و نیروهایی مثل حسن طهرانیمقدم، به توسعه توان موشکی ایران رسید.
سالها گذشته، میدانها عوض شدن و رقابتهای سیاسی، تصویر خیلیها رو در ذهن مردم تغییر داده. رضایی هم از این قاعده مستثنا نیست. رقابتهای انتخاباتی، اختلافنظرها و قضاوتهای سیاسی میتونن چنان روی نگاه ما سایه بندازن که دیگه نتونیم بین نقد یک سیاستمدار و انکار کارنامه تاریخی یک فرمانده تفاوت بذاریم.
اما انصاف دقیقاً از همینجا شروع میشه؛ جایی که بتونیم از یک نفر انتقاد کنیم، بیآنکه هرچه پیش از اختلافات امروز انجام داده رو هم از حافظهمون پاک کنیم.
وقتی رضایی در واکنش به هزینههای جنگ و مواضع اروپا گفت:
"جنگ و ترور تاوان دارد؛ حالا نوبت شماست که تاوان پس بدهید."
این حرف، فارغ از موافقت یا مخالفت ما با گویندهاش، یادآور یک اصل روشن بود: تصمیمهای سیاسی و نظامی، پیامدهایی دارن که نمیشه همیشه هزینهشون رو به دیگران تحمیل کرد.
من این حرفها رو برای تطهیر کسی نمیزنم؛ برای دفاع از حقی میزنم که نباید قربانی رقابتهای مسموم بشه: حق دیدهشدن واقعیت.
اگر کارنامهای قابل نقده، نقدش کنیم. اگر تصمیمی اشتباه بوده، دربارهاش حرف بزنیم. اما اگر کسی در مقطعی از تاریخ این کشور مسئولیتی سنگین به دوش کشیده و در شکلگیری بخشی از توان دفاعی ایران نقش داشته، چرا باید اختلاف سیاسی امروز ما باعث بشه اون بخش از تاریخ رو انکار کنیم؟
غیرت فقط این نیست که از آدمهای محبوبمون دفاع کنیم؛ گاهی غیرت یعنی نذاریم کینه از رقیب، انصافمون رو هم به قتل برسونه.
محسن رضایی رو میشه نقد کرد؛ اما پاککردن نقش تاریخی آدمها، نقد نیست. همونقدر که ستایش بیحساب، تاریخ رو تحریف میکنه، تخریب بیانصافانه هم حقیقت رو زیر آوار رقابت دفن میکنه.
تاریخ نه به طرفداری ما احتیاج داره، نه از مخالفت ما میترسه. این ماییم که برای قضاوت درست، به انصاف احتیاج داریم.
تاریخ و امتدادش بیشتر از عمر من و شما میمونه....
ΞΔ
#استقلال_فکری #آگاهی_فردی #دیدگاه_خاکستری #مانیفست #ضد_سلطه
بعضی وقتها اونقدر درگیر دوست داشتن و نداشتن آدمها میشیم که یادمون میره تاریخ، ملک شخصی هیچ جناحی نیست. آدمی که دیروز در میدان جنگ مسئولیت داشته، امروز ممکنه رقیب سیاسی ما باشه؛ اما رقابت سیاسی نباید اونقدر چشممون رو ببنده که گذشته رو هم با کینههای امروز قضاوت کنیم.
محسن رضایی در ۲۷ سالگی فرمانده سپاه شد؛ در روزگاری که ایران با جنگی تمامعیار روبهرو بود. نامش در جایگاه فرماندهی سپاه در عملیاتهای فتحالمبین و بیتالمقدس ثبت شده؛ عملیاتهایی که با همکاری ارتش و سپاه، به آزادسازی بخشهای بزرگی از خاک اشغالشده ایران و سرانجام آزادی خرمشهر انجامیدن.
وقتی جنگ شهرها و حملات موشکی عراق، امنیت مردم رو تهدید میکرد، ایران به فکر ساختن توان پاسخگویی افتاد. رضایی از فرماندهان مؤثر در شکلگیری این مسیر بود؛ مسیری که با تلاش فرماندهان، متخصصان و نیروهایی مثل حسن طهرانیمقدم، به توسعه توان موشکی ایران رسید.
سالها گذشته، میدانها عوض شدن و رقابتهای سیاسی، تصویر خیلیها رو در ذهن مردم تغییر داده. رضایی هم از این قاعده مستثنا نیست. رقابتهای انتخاباتی، اختلافنظرها و قضاوتهای سیاسی میتونن چنان روی نگاه ما سایه بندازن که دیگه نتونیم بین نقد یک سیاستمدار و انکار کارنامه تاریخی یک فرمانده تفاوت بذاریم.
اما انصاف دقیقاً از همینجا شروع میشه؛ جایی که بتونیم از یک نفر انتقاد کنیم، بیآنکه هرچه پیش از اختلافات امروز انجام داده رو هم از حافظهمون پاک کنیم.
وقتی رضایی در واکنش به هزینههای جنگ و مواضع اروپا گفت:
"جنگ و ترور تاوان دارد؛ حالا نوبت شماست که تاوان پس بدهید."
این حرف، فارغ از موافقت یا مخالفت ما با گویندهاش، یادآور یک اصل روشن بود: تصمیمهای سیاسی و نظامی، پیامدهایی دارن که نمیشه همیشه هزینهشون رو به دیگران تحمیل کرد.
من این حرفها رو برای تطهیر کسی نمیزنم؛ برای دفاع از حقی میزنم که نباید قربانی رقابتهای مسموم بشه: حق دیدهشدن واقعیت.
اگر کارنامهای قابل نقده، نقدش کنیم. اگر تصمیمی اشتباه بوده، دربارهاش حرف بزنیم. اما اگر کسی در مقطعی از تاریخ این کشور مسئولیتی سنگین به دوش کشیده و در شکلگیری بخشی از توان دفاعی ایران نقش داشته، چرا باید اختلاف سیاسی امروز ما باعث بشه اون بخش از تاریخ رو انکار کنیم؟
غیرت فقط این نیست که از آدمهای محبوبمون دفاع کنیم؛ گاهی غیرت یعنی نذاریم کینه از رقیب، انصافمون رو هم به قتل برسونه.
محسن رضایی رو میشه نقد کرد؛ اما پاککردن نقش تاریخی آدمها، نقد نیست. همونقدر که ستایش بیحساب، تاریخ رو تحریف میکنه، تخریب بیانصافانه هم حقیقت رو زیر آوار رقابت دفن میکنه.
تاریخ نه به طرفداری ما احتیاج داره، نه از مخالفت ما میترسه. این ماییم که برای قضاوت درست، به انصاف احتیاج داریم.
تاریخ و امتدادش بیشتر از عمر من و شما میمونه....
ΞΔ
#استقلال_فکری #آگاهی_فردی #دیدگاه_خاکستری #مانیفست #ضد_سلطه
- ۱.۹k
- ۱۰ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط