{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من فقط سرمو روی شونه اش گذاشتم و خوابم برد و وقتی که بیدا

من فقط سرمو روی شونه اش گذاشتم و خوابم برد و وقتی که بیدار شدم دیگه فرصت انجام این کارها نبود..
بارون میومود، موقعیت بغل کردنش فراهم بود، میتونستم بوسش کنم و نزدیکش شم.!
ولی خودش نبود. آخه زیر خاک که نمیشه تو بارون قدم زد، نمیشه کسی و بغل کرد و نمیشه کسیو بوسید، فقط میشه کنارش بود؛
تازه کنار خودش هم نه..(:
دیدگاه ها (۰)

اگر این زیبا نیست پس زیبا چیه!.🐢🫱🏻‍🫲🏼🌕

متنفرم..

حیف این همه دسته گلی که پرپر شد برای ملتی که می‌خوان اینجوری...

میذارن میرن و جوری وانمود میکنن که انگار هرگز این اتفاق نیفت...

عشقی دوبارهp⁸"ویو شب"ساعت از ۱۰ شب گذشته بود. کوک پاشد رفت س...

I can be myself with himPart⁴³+قول میدم زندش نزارم-مهم نیست....

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.119(از زبون ا.ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط