{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این شعر از حسین منزوی بی نظیره

این شعر از حسین منزوی بی نظیره
با صدای زیبا و دلنشین خانم باران نیکراه
میگه :
من از خزان به بهار از عطش به آب رسیدم
من از سیاه‌ترین شب به آفتاب رسیدم

هم از خمار رهیدم٬ هم از فریب گذشتم
که از سراب به دریایی از شراب رسیدم

اگر نشیب رها کردم و فراز گرفتم
به یاری تو بدین حُسن انتخاب رسیدم

شبی که با تو همآغوش از انجماد گذشتم
به تب٬ به تاب٬ به آتش٬ به التهاب رسیدم

چگونه‌است و کجا؟ دیگر از بهشت نپرسم
که در تو٬ در تو به زیباترین جواب رسیدم

کتاب عمر ورق خورد بار دیگر و در تو
به عاشقانه‌ترین فصل این کتاب رسیدم
دیدگاه ها (۱۹)

من از خزان به بهار از عطش به آب رسیدممن از سیاه‌ترین شب به آ...

من از خزان به بهار از عطش به آب رسیدممن از سیاه‌ترین شب به آ...

🍁یا هو🍁

🍁یا هو🍁

من+آمده+ام+شاعر+چشمان+تو+باشمجانان+منی+کاش+کمی+جان+تو+باشمبا...

نعت مولای متقیان حضرت امام علی علیه السلام

اکبر رشنو

سلام بر خون خدا. سلام بر رحمه‌الله‌الواسعه. سلام بر نور چشم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط