{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلشوره ما بود دل‌آرامِ جهان شد

دلشوره ما بود دل‌آرامِ جهان شد

رفت و غزلم چشم به راهش نگران شد
دلشوره ما بود، دل‌آرامِ جهان شد

در اولِ آسايشمان، سقف فرو ريخت
هنگام ثمردادنمان بود، خزان شد

زخمي به گِلِ کهنه ما کاشت خداوند
اينجا که رسيديم، همان زخم، دهان شد

آنگاه همان زخم، همان کوره کوچک
شد قله يک آه، مسيرِ فوران شد

با ما که نمک‌گيرِ غزل بود،‌ چنين کرد
با خلق ندانيم چه‌ها کرد و چنان شد

ما حسرت و دلتنگي و تنهاييِ عشقيم
يعقوب پسر ديد زليخا که جوان شد

جان را به تمنّاي لبش بردم و نگرفت
گفتم بِسِتان! بوسه بده! گفت: گران شد

يک عمر به سوداي لبش سوختم و آه
روزي که لب آورد ببوسم، #رمضان شد!

يک حافظِ کهنه، دو سه تا عطر، گلِ سر
رفت و همه دلخوشي‌ام يک چمدان شد

با هر که نوشتيم چه‌ها کرد،‌ به ما گفت:
مصداقِ همان «واي به حال دگران»‌شد
دیدگاه ها (۱)

نمیبخشمت p.23

Fourteen

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم 🇮🇷🇮🇷🇮🇷 هجدهم مهرماه، روز جهانی بهداشت...

رفت و غزلم چشم به راهش نگران شد,دلشوره ی ما بود، دل آرام جها...

رفت و غزلــم چشم به راهش نگران شد  دلشـــوره مــا بــود دل آ...

رفت و غزلم چشم به راهش نگران شددلشوره ی ما بود، دل آرام جهان...

رفت و غزلم چشم به راهش نگران شددلشوره ی ما بود، دل آرام جهان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط