{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فابل

چهار سال از روزی که روی
ساحل داغ جزیره رها شدم میگذره :)
📚📖
دیدگاه ها (۴)

باورم نمی شه 5 سال از روزی که این اهنگ رو گوش کردم و انجین ش...

باورم نمیشه ...باورم نمیشه از اهنگه دینامیت

رها🦋 اگر روزی بر سر مزارم آمدی....گل نیاور....فقط دستت را رو...

دلم میخوادبا یه ون همتون بردارمبریم شمال یه کمپ بزنیمآتیش رو...

چه مظلومانه رفتی ..🥺❤️‍🩹چه غریبانه خونت روی زمین ریخت و چه د...

«دشمنِ نیمکت بغلی»زنگ مدرسه تازه خورده بود که رها با عجله وا...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۱۱ — یه مهمون جدیدصدای زنگ در دوباره بلن...

رها🍂 گاهی که فکر می کنم چشمانم بی اختیار پر از اشک می شودبا ...

My professorChapter:2Part:101چند لحظه فقط به اون مرد خیره شد...

«مهمان ناخوانده»بارون شدیدی می‌بارید و خیابون‌های شهر تقریبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط