{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه های شبنم

چشمانِ پُـر مِهرت چرا نم دارد امشب
گویی دلت انبـوهی از غم دارد امشب
دست از سرت بردار! میدانی که آن سر
یک شانه ی مردانه را ، کم دارد امشب
ایـن شرجیِ انـدامِ لرزانت، مـرا کُشت
از بس هـوای عاشقی، دَم دارد امشب
باشد.. مـرا با حالِ خود دیوانـه تر کن
دیوانگی هم شوق و عالَم دارد امشب!
بـر مـوجِ گیسویت دو دستم را بلغزان
گیسوی تـو امـواجِ مُبهـم دارد امشب
روی گُلت، در جذبـه ی مهتاب خشکید
در سر هـوای جذبِ شبنم، دارد امشب
قلبـم گـواهی می‌دهد، از حال و روزت
حـوّای قلبـت، میـلِ آدم دارد امشـب
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه

#عاشقانه_های_من#شعر #شعر_های_زیبا#زیبا #عاشقانه #غمگین #دلت...

لیلی شبی از وادی مجنون گذر کردبا گوشه چشمی به حال او نظر کرد...

لیلی شبی از وادی مجنون گذر کردبا گوشه چشمی به حال او نظر کرد...

سید مجتبی شجاعی

یا باب الحوائجمی آید از بهشت خبرها یکی یکیامشب گشوده شد همه ...

نمک و شیر را به دستش دادبا هزار و یک آرزو دخترگفت «ای دخترم،...

مهرداد محمدی

part¹⁷روسیه، ساعت نزدیک به ۱۱ شب.هوای یخ‌زده‌ی خیابون‌ها با ...

مرضیه رشیدپور شاعر مینودشتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط