{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نگاهت مي‌كنم، خاموش و خاموشي زبان دارد

نگاهت مي‌كنم، خاموش و خاموشي زبان دارد

زبانِ عاشقان، چشم است و چشم، از دل نشان دارد

 

چه خواهش‌ها در اين خاموشيِ گوياست، نشنيدي؟

تو هم چيزي بگو، چشم و دلت گوش و زبان دارد

 

بيا تا آنچه از دل مي‌رسد، بر ديده بنشانيم

زبان‌بازي به حرف و صوت، معني را زيان دارد

 

چو هم پرواز خورشيدي مكن از سوختن پروا

كه جفتِ جانِ ما، در باغِ آتش آشيان دارد

 

الا اي آتشين پيكر، بر آي، از خاك و خاكستر

خوشا آن مرغِ بالاپر، كه بالِ كهكشان دارد

 

زمان فرسود ديدم، هرچه از عهدِ ازل ديدم

زهي اين عشقِ عاشق‌كش، كه عهدِ بي زمان دارد

 

ببين داسِ بلا، اي دل مشو زين داستان غافل

كه دستِ غارتِ باغ است و قصدِ ارغوان دارد

 

درون‌ها شرحه شرحه‌ست، از دم و داغ جدايي ها

بيا از بانگِ ني بشنو، كه شرحي خون فشان دارد

 

دهانِ سايه مي‌بندند و باز از عشوه عشقت

خروشِ جانِ او آوازه در گوشِ جهان دارد

 

"هوشنگ ابتهاج"
دیدگاه ها (۱)

نگاهت می کنم خاموش و خاموشی زبان داردزبان عاشقان چشم است و چ...

نگاهت مي‌كنم خاموش و خاموشي زبان داردزبانِ عاشقان چشم است و ...

نگاهت می‌کنم خاموش و خاموشی زبان داردزبان عاشقان چشم است و چ...

...نگاهت می کنم خاموش و خاموشی زبان داردزبان عاشقان چشم است ...

زمان فرسود دیدم هرچه از عهد ازل دیدمزهی این عشق عاشق کش که ع...

زمان فرسود دیدم هرچه از عهد ازل دیدمزهی این عشق عاشق کش که ع...

#احسان_خواجه_امیری نگاهت می‌کنم خاموش و خاموشی زبان داردزبان...

نگاهت می کنم خاموش و خاموشی زبان داردزبان عاشقان چشم است و چ...

نگاهت می‌کنم خاموش و خاموشی زبان داردزبانِ عاشقان چشم است و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط