عاف ابدی | آخرین خداحافظی یک نویسنده
عاف ابدی | آخرین خداحافظی یک نویسنده
بالاخره رسیدم به جایی که دیگه حتی دلم نمیخواد برگردم... این بار رفتنم مثل دفعات قبل نیست؛ نه قراره دلتنگ بشم و برگردم، نه قراره دوباره از نو شروع کنم. این بار تصمیمم رو گرفتم؛ میخوام برای همیشه از ویسگون خداحافظی کنم و برنامه رو هم پاک کنم.
ممنونم از تمام کسایی که توی این مدت کنارم بودن، نوشتههامو خوندن و گاهی با کلماتم زندگی کردن. ممنونم از اونایی که حتی برای مدت کوتاهی، بخشی از روزها و خاطراتم شدن. شاید بعضی از شما رو هیچوقت از نزدیک نشناخته باشم، اما حضورتون توی این مسیر برام بیارزش نبوده.
از این به بعد نه اینجا پیدام میکنید، نه قراره توی هیچ برنامهی دیگهای دنبالم بگردید. لطفاً توی هیچ برنامهی دیگهای بهم پیام ندید؛ نمیخوام کسی دنبالم بیاد یا بخواد منو به برگشتن قانع کنه. تصمیم گرفتم از این فضا فاصله بگیرم و میخوام این تصمیم محترم شمرده بشه.
این بار خداحافظی من از اون خداحافظیهایی نیست که پشتش امیدی به برگشت باشه...
من تمام کلماتم رو اینجا جا میذارم؛ تمام نوشتههایی که شاید روزی تکهای از قلبم بودن و تمام احساساتی که باهاشون زندگی کردم.
شاید یه روزی کسی اتفاقی به نوشتههام برخورد کنه و ندونه نویسندهشون کجاست؛ اما اشکالی نداره، بعضی داستانها قرار نیست پایان خوشی داشته باشن و بعضی نویسندهها هم بالاخره قلمشون رو زمین میذارن.
این آخرین نوشتهی منه، آخرین حضورم و آخرین خداحافظیام. نه منتظر پیامی میمونم، نه وعدهای برای برگشتن میدم.
مراقب خودتون باشید... و لطفاً این بار، رفتنم رو باور کنید
از طرف نویسندهای که دیگه نمیخواد ادامه بده...
بدرود 🙂❤
بالاخره رسیدم به جایی که دیگه حتی دلم نمیخواد برگردم... این بار رفتنم مثل دفعات قبل نیست؛ نه قراره دلتنگ بشم و برگردم، نه قراره دوباره از نو شروع کنم. این بار تصمیمم رو گرفتم؛ میخوام برای همیشه از ویسگون خداحافظی کنم و برنامه رو هم پاک کنم.
ممنونم از تمام کسایی که توی این مدت کنارم بودن، نوشتههامو خوندن و گاهی با کلماتم زندگی کردن. ممنونم از اونایی که حتی برای مدت کوتاهی، بخشی از روزها و خاطراتم شدن. شاید بعضی از شما رو هیچوقت از نزدیک نشناخته باشم، اما حضورتون توی این مسیر برام بیارزش نبوده.
از این به بعد نه اینجا پیدام میکنید، نه قراره توی هیچ برنامهی دیگهای دنبالم بگردید. لطفاً توی هیچ برنامهی دیگهای بهم پیام ندید؛ نمیخوام کسی دنبالم بیاد یا بخواد منو به برگشتن قانع کنه. تصمیم گرفتم از این فضا فاصله بگیرم و میخوام این تصمیم محترم شمرده بشه.
این بار خداحافظی من از اون خداحافظیهایی نیست که پشتش امیدی به برگشت باشه...
من تمام کلماتم رو اینجا جا میذارم؛ تمام نوشتههایی که شاید روزی تکهای از قلبم بودن و تمام احساساتی که باهاشون زندگی کردم.
شاید یه روزی کسی اتفاقی به نوشتههام برخورد کنه و ندونه نویسندهشون کجاست؛ اما اشکالی نداره، بعضی داستانها قرار نیست پایان خوشی داشته باشن و بعضی نویسندهها هم بالاخره قلمشون رو زمین میذارن.
این آخرین نوشتهی منه، آخرین حضورم و آخرین خداحافظیام. نه منتظر پیامی میمونم، نه وعدهای برای برگشتن میدم.
مراقب خودتون باشید... و لطفاً این بار، رفتنم رو باور کنید
از طرف نویسندهای که دیگه نمیخواد ادامه بده...
بدرود 🙂❤
- ۶.۸k
- ۰۳ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط