در حنجره ام
در حنجره ام
یڪ نام بود
در دستم
بذر یڪ حرف
وچشمم ذڪرگوی ِیڪ نگاه
خودت نمیدانی
هرڪجا بودم ازتو پر بودم
و هردم ازتو می روییدم
گاه در نهایت دلتنگی های بسیار
خودت را از خیالت پس گرفته بودم
و از شعر
شفای زخم های دوری را
ببین همیشه بامنی
هرچقدر دور
هرچقدر دیر
تو حقیقت ِبی چون وچرای ِمنی ...🦋🦋
به امتداد ابدیت دوستتدارم جاناااانم💐🫂🧿🌐
#saharshehim💖
یڪ نام بود
در دستم
بذر یڪ حرف
وچشمم ذڪرگوی ِیڪ نگاه
خودت نمیدانی
هرڪجا بودم ازتو پر بودم
و هردم ازتو می روییدم
گاه در نهایت دلتنگی های بسیار
خودت را از خیالت پس گرفته بودم
و از شعر
شفای زخم های دوری را
ببین همیشه بامنی
هرچقدر دور
هرچقدر دیر
تو حقیقت ِبی چون وچرای ِمنی ...🦋🦋
به امتداد ابدیت دوستتدارم جاناااانم💐🫂🧿🌐
#saharshehim💖
- ۳۶۲
- ۲۴ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط