{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نومید مشو جانا

نومید مشو جانا کاومید پدید آمد
اومید همه جان‌ها از غیب رسید آمد

نومید مشو گر چه مریم بشد از دستت
کان نور که عیسی را بر چرخ کشید آمد

نومید مشو ای جان در ظلمت این زندان
کان شاه که یوسف را از حبس خرید آمد

یعقوب برون آمد از پرده مستوری
یوسف که زلیخا را پرده بدرید آمد

ای شب به سحر برده در یارب و یارب تو
آن یارب و یارب را رحمت بشنید آمد

ای درد کهن گشته بخ بخ که شفا آمد
وی قفل فروبسته بگشا که کلید آمد

ای روزه گرفته تو از مایده بالا
روزه بگشا خوش خوش کان غره عید آمد

خامش کن و خامش کن زیرا که ز امر کن
آن سکته حیرانی بر گفت مزید آمد
#مولانای_جان
#علیرضا_عصار
#امید
دیدگاه ها (۲)

نومید مشو جانا که امید پدید آمد امید همه جانها از غیب رسید ،...

آمد شهر صیام، سنجق سلطان رسید دست‏ بدار از طعام مایده جان ر...

ماه رمضان آمد ای یار قمر سیمابر بند سر سفره بگشای ره بالاای ...

mansour:یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخور■ کلبه احزان شود...

🌹اشعار مولوی در باره ماه مبارک رمضان....🌹

یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخورکلبه احزان شود روزی گلستا...

بی گاه شد بی‌گاه شد خورشید اندر چاه شدخیزید ای خوش طالعان وق...

( شعر از خودم)نومید از این دلبستگی هرگز نمی گردم مگر*جان ا...

یادش بخیر:'( وقتی بی بیم زنده و سالم بود هر وقت میومد پیشمون...

پنهان مشو که روی تو بر ما مبارکستنظاره تو بر همه جان‌ها مبار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط