عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

«من که دائم پای خود دل را به دریا می زنم
پیش تو پایش بیفتد قید خود را می زنم»
خرمن جان و تنم را از شرار عشق تو
شعله هایی بیقرار و بی محابا می زنم
قصه ی دلبستگی پایان ندارد، تا ابد
روی تقویم دلم تاریخ فردا می زنم
تا بیایی در برم با گرمی آغوش خود
آتشی بر بستر خاموش شبها می زنم
دیدگاه ها (۰)

من که دائم پای خود دل را به دریا می زنم..پیش تو پایش بیفتد.....

من که دائم پای خود دل را به دریا می زنم..پیش تو پایش بیفتد.....

چشماش 😍

عاشقانه

من كه دائم پای خود دل را به دریا می زنمپیش تو پایش بیفتد قید...

عطارد

بانوی قصه فارسی؛ سیمین دانشوردوباره می‌سازمت وطن!اگرچه با خش...

کاش بر ساحل رودی خاموش عطر مرموز گیاهی بودم چو بر آنجا گذرت ...

کاش بر ساحل رودی خاموش عطر مرموز گیاهی بودم چو بر آنجا گذر...

کاش بر ساحل رودی خاموش عطر مرموز گیاهی بودم چو بر آنجا گذر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط