{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بانوی قصه فارسی؛ سیمین دانشور

بانوی قصه فارسی؛ سیمین دانشور

دوباره می‌سازمت وطن!
اگرچه با خشت جان خویش
ستون به سقف تو می‌زنم
اگرچه با استخوان خویش
دوباره می‌بویم از تو گل
به‌میل نسل جوان تو
دوباره می‌شویم از تو خون
به‌سیل اشک روان خویش
دوباره یک روز روشنا
سیاهی از خانه می‌رود
به شعر خود رنگ می‌زنم
ز آبی آسمان خویش
اگرچه صدساله مُرده‌ام
به‌گور خود خواهم ایستاد
که بردَرَم قلبِ اهرمن
به‌نعرۀ آنچنان خویش
کسی که «عظم رمیم» را
دوباره انشا کند به لطف
چو کوه می‌بخشدم شکوه
به عرصۀ امتحان خویش
اگر چه پیرم ولی هنوز
مجال تعلیم اگر بُوَد
جوانی آغاز می‌کنم
کنار نوباوگان خویش
حدیث «حبّ‌الوطن» ز شوق
بدان رَوش ساز می‌کنم
که جان شود هر کلام دل
چو برگشایم دهان خویش
هنوز در سینه آتشی
به‌جاست کز تاب شعله‌اش
گمان ندارم به کاهشی
ز گرمی دودمان خویش
دیدگاه ها (۱۱)

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

دوباره می‌سازمت وطن! اگر چه با خشت جان خویش ستون به سقف تو...

دوباره می‌سازمت وطناگرچه با خشت جان خویشستون به سقف تو می‌زن...

دوباره می‌سازمت وطناگر چه با خشت جان خویشستون به سقف تو می‌ز...

#دوباره_می‌سازمت_وطناگر چه با خشت جان خویشستون به سقف تو می‌...

دوباره می سازمت وطن اگرچه باخشت جان خویشستون به سقف تو می زن...

📘گزیده اشعار 📝معرفی کتاب دوباره می‌سازمت وطن! اگر چه با خشت ...

دوباره می‌سازمت وطن❤️اگرچه با خشت جان خویشستون به سقف تو می‌...

دوباره میسازمت وطناگر چه با خشت جان خویشستون به سقف تو میزنم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط