{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بماند به یادگار ایام از استاد قلم آقا سعید گرامی

چه بوی قدیم میده اینجا
بعضی روزها هوایی خانه‌ کودکی‌هایم می‌شوم،
دلم برای حیاطی که نیست...
مادربزرگی که نیست..‌.
مادر و پدری که نیستند....
می‌روم محله‌ قدیمی، دست می‌کشم روی دیوار
و قدم میزنم در پیاده روی خانه‌مان که دیگر نیست..‌.
سرم را بلند می‌کنم شاید مادرم پشت پنجره بیاید،
شاید برایم انار دانه کرده باشد،
شاید...‌
دلم کمی قدیم می‌خواهد.
رودخانه های پرآب
مردمانی شاد
شب نشینی ها ودور همی های ساده ولی دلچسب....
کوچه پس کوچه های زیبا با بوی ملس کاه گل
پشت بام هایی که رخت ولباس ها با رقص باد درهوا میچرخند...
بادبادک های کاغذی وچرخ وفلک های رنگی

چقدر زود دیر میشود !
چه قدر همه باهم یکرنگ بودیم !!!

🙏
دیدگاه ها (۱)

بماند به یادگار ایام از آقایان مجید و آقا سعید گرامی

جبران خیلی جبران

قانون جذب

قانون جذب

عاشقانه های شبنم

مادرم نیست

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

✦ اولین گناه ✦فصل چهارم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت اول---پای...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

p25هوا تاریک شده بود.خانه‌ی سویون، برخلاف همیشه، امشب ساکت‌ت...

P : 25

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ باران از غروب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط