{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه پیش آمد که عده ای جرأت کردن خانه وحی را آتش بزنند؟؟؟

✏️آقای مدّاح، آقای منبری، آقای هیئتی!

خواندن روضه‌ی در و دیوار در این ایّام، واجب است؛
امّا کافی نیست...

باید بگویی چه شد که دشمن جرأت کرد،
چنین جسارتی به دختر پیامبر(ص) روا دارد؟!

باید بگویی که حضرت زهرا(س)،
چهل شب به همراه امیرالمؤمنین(ع) و حسنین(ع)،
در خانه‌ی مهاجرین و انصار رفت و از آن‌ها خواست که حق را بگویند!
تا به آنچه در روز غدیر دیده بودند عمل کنند؛
تا سکوت‌شان را بشکنند و با بی‌طرفی، دشمن را یاری نکنند...

🍃امّا چه شد؟!
جز چهار پنج نفر،
بقیه پای کار نیامدند
و در لانه‌هایشان خزیدند...

پس جرأت نانجیب‌ها،
از بی‌جرأتی خواص بود،
از بی‌جرأتی کسانی بود که غدیر را دیدند،
اما سکوت کردند!

این چنین شد که زور لگد دشمن قوت گرفت
و دخت نبی را اینچنین بین در و دیوار... بگذریم!

آری گریه کن پای این روضه‌ها،
امّا بدان که در این بزم،
جایی برای «بی‌طرفی» نیست...

التماس دعا

🌺 کانال معرفتی #سلوک_شیعه👇
https://eitaa.com/joinchat/3222994976C75d06fe7ee
دیدگاه ها (۰)

یک مکث کوتاه یک سوال بزرگ

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

♨️ رئیس‌جمهور: با صرفه‌جویی جانفدایان در مصرف بنزین، گاز و ب...

🔻در خصوص علی‌الطاهر، ما روایت دشمن را مبنا قرار نمی‌دهیم و م...

ایتایار:به راستی ، دیپلماسی آقایان کی آورده ای برای ما یا هم...

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش پایانی)

‌♻️ مسئولیت این روزها با چه کسانی‌ست؟🔹ادعای صهیونیست‌ها علی ...

خسف | قصه بیست و هشتم: امام صادق (ع) (بخش اول)

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

Part "74"☆ویو هانا☆ساعت ۳ صبح بود. عمارت توی سکوتی سنگین و خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط