گاه اوقات آدم دستش به نوشتن نمرود

گاهۍ اوقات آدمـ، دستش به نوشتن نمۍرود✍🏻...،

گاهۍ اوقات آدمـ، دستش به نوشتن نمۍرود✍🏻...،
پایش پاۍِ رفتن نیست...،
دلش دیگر رمقِ عاشقۍ نـدارد...
گاهۍ اوقات آدمـ، دوست دارد اما توانِ مانـدن ندارد...
روز و ماه و فصل خاصۍ همـ برایش ملاڪ نیست...
آدمـ، از یڪ جـایۍ به بعد نمۍدانـد دلش را باید به ڪدامـ،
اتفـاق #خوش ڪنـد...
ڪدامـ، #خـاطره...
ڪدامـ، #آدمـ؟...
دیدگاه ها (۱۸)

فصل هفتم — برای نجات تو می‌آیمهردین داخل خودرو نشسته بود که ...

گاهۍ اوقات آدمـ، دستش به نوشتن نمۍرود✍🏻...،پایش پاۍِ رفتن نی...

گاهی اوقات آدم دستش به نوشتن نمیرودپایش پایِ رفتن نیستدلش دی...

گاهی اوقات آدم دستش به نوشتن نمی‌رود،پایش پایِ رفتن نیست،دلش...

گاهی اوقات آدم دستش به نوشتن نمی‌رود،پایش پایِ رفتن نیست،دلش...

گاهی اوقات آدم دستش به نوشتن نمی رود، پایش پایِ رفتن نیست، د...

گاهی اوقات آدم دستش به نوشتن نمی‌رودپایش پایِ رفتن نیست دلش ...

گاهی اوقات آدم دستش به نوشتن نمی‌رود،پایش پایِ رفتن نیست،دلش...

🦋گاهی اوقات آدم دستش به نوشتن نمی‌رود،پایش پایِ رفتن نیست،دل...

🦋از یک جایی به بعد، بی‌خیال می‌شوی، اصرار نمی‌کنی، امید نمی‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط