گاهی اوقات آدم دستش به نوشتن نمی رود، پایش پایِ رفتن نیست

گاهی اوقات آدم دستش به نوشتن نمی رود، پایش پایِ رفتن نیست، دلش دیگر رمقِ عاشقی ندارد. گاهی اوقات آدم دوست دارد اما توانِ ماندن ندارد. روز و ماه و فصل خاصی هم برایش ملاک نیست. آدم از یک جایی به بعد نمی داند دلش را باید به کدام اتفاق خوش کند؟ کدام خاطره؟ کدام آدم؟

• میثم اسفندیار
دیدگاه ها (۲)

دل دیگه تنگ که بشهبغضی آرام گوشه‌ی گلویت خانه می‌کندو تو فقط...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

گاهی عشق، از جایی شروع می‌شود که منطق هنوز نرسیده است. یکی ...

رها🦋 گاهی تنهایی نداشتن همدم نیستگاهی زنی هستی که همسر دارد،...

📜✒️🗝️🪦من پانی‌ام؛ و اینجا جایی‌ست برای قصه‌هایی که شاید در د...

✔️یه وقت‌هایی باید یاد بگیری بعضی اتفاق‌ها رو همون‌جایی که ا...

گاهی فکر می‌کنم بعضی آدم‌ها بی‌خبر وارد زندگی آدم میشن و بعد...

🥀 قسمت هفتم آخرین حرف فاطمه...گوشی رو به فاطمه دادن...دس...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت 🖤گاهی بعضی آدم‌ها بدون اینکه بد...

یک روز، میان تمام چیزهایی که از دست داده‌ای،به عقب نگاه می‌ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط