امامحسینعگودالقتلگاه

#امام_حسین_ع_گودال_قتلگاه

#امام_حسین_ع_گودال_قتلگاه

دیر آمدم، دیدم سرت دست سنان بود
گودال منبر بود و زخمت روضه‌خوان بود

افتاده بودی زیر نعل تازه‌ی اسب
با این که زیر پای تو هفت آسمان بود

این نامرتب بودنت تقصیر شمر است
تاراج جسم تو ولی فکر سنان بود

انگشترت هرچند دست یک نفر رفت
پیراهنت اما به دست این و آن بود

نزدیک مغرب شمر جسمت را رها کرد
از خون وضو می‌ساخت، هنگام اذان بود

دندان تو  افتاد روی خاکِ گودال
جنس عصای پیرمردان خیزران بود

با قامت خم رفتم از گودال بیرون
یادش بخیر آن روز که زینب جوان بود

حتی تنور از داغ تو آتش گرفته
خولی سرت را برد، فکر آب و نان بود

مقتول، زیر آفتاب کربلا ماند
قاتل ولی تا شام، زیر سایبان بود...

سروده گروه ادبی #العتبه

🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
دیدگاه ها (۰)

#تکپارتیموضوع:(وقتی پات پیچ خورده و نمیتونی راه بری اون میبی...

پیکرت از تیر و از سرنیزه مالامال نیستخنجری دیگر برایت در پر ...

دست از این پیرهن ارثیه بردار، سنان!مادرش دوخته با زحمت بسیار...

بر فراز نیزه ها دیدم سرت را بارهادیده ام در پای نیزه مادرت ر...

تا که بی دست شدی اهل شجاعت شده اند گرگ ها منتظر لحظه ی غارت...

.آجرک الله یاصاحب الزمان(عج).امشبی را شه دین در حرمش مهمان ا...

حسین جانم

کمی مراعاتش کن مویش شکستنی استشبیه مادرمان پهلویش شکستنی است...

{ای برای عمو سپر!..یا عیدالله ع!..}

ای شمـــــر لعــــیــــــن این پای نجس را برداررر...ایـــن پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط