{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

استوری عاشقانه تنگنا

دلم از خیلی روزا با کسی نیست
تو دلم فریاد و فریادرسی نیست
شدم اون هرزه گیاهی که گلاش
پرپر دستای خار و خسی نیست

دیگه دل با کسی نیست





#فریدون_فروغی
بی‌آن‌که تو را یافته باشم
چه‌قدر زمستان
چه‌قدر پاییز
چه‌قدر سفرهای همه‌ی کوچه‌های جهان
از من گذشته است!
بی‌آن‌که تو را یافته باشم
چه‌قدر خیال همه‌ی گورهای بی‌نشان
چه‌قدر زمین
چه‌قدر آسمان را خراشیده‌ام!
بی‌آن‌که تو را یافته باشم
چه‌قدر جنوب را به شمال
شمال را به دریا
به باران
به جنگل دوخته‌ام!
این‌همه سال در من بوده‌ای و من
تمام کوچه‌های جهان را
گشته ام
بی‌آن‌که تو را یافته باشم!
دیدگاه ها (۰)

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

دلم می‌خواست برگردم به همان عصر تابستانی که داشتم توی حیاط و...

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

پارت: 6 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی خفگی می‌داد. بوی چوب نم‌کش...

چند پارتی بازی ممنوع

پارت: 9 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«گفتم نمی‌دونستم.» زین یک ق...

امروز فقط یک روز معمولی از سال نیست؛ امروز روز تولد کسی است ...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

My lovely neighbor part : 83

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط